{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمانت چراغ علاءالدین است

چشمانت چراغ علاءالدین است
دو چشمت فروزان و جادو
گفتی نگاهم کن، سه آرزو کن زود!
سه آرزو کردم..
اول این‌که مرا ببینی
دوم این‌که تو را ببینم
و سوم این‌که ما را نبینند!
دیدگاه ها (۲)

موهایم را ... باد در هم ریخته دلم را ... تو !

خوانده ام از چشمهایش دوستم دارد ولی از دلش تا می رسد بر لب ...

شور دیدارت اگر شعله به دل ها بکشدرود را از جگر کوه به دریا ب...

‌گاهے چیزے را ڪِہ میخواستے بہ دَسـت مے آورے اما مے بینے آن چ...

خدا را در خود آ

نمیدانم چی باعث شد که وقتی به چشمانش نگاه کنم ضربان قلبم بال...

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁹ویو: جونگ‌کوکوارد اتاق کارم شدم ...

وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،دیگر چه...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

روز‌های زندگی‌ام گرم می‌گذرد با تو، به گرمای لحظه‌هایی که تو...

از عشق چاره نیست وصالِ تو نوبتی است مردن برای عشقِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط