ما همه در تلههای خود گرفتاریم چهار دست و پا در آن گی

ما همه در [تله‌های خود] گرفتاریم! چهار دست‌ و پا در آن گیر افتادیم و تا آخر عمر هم نمی‌توان خلاص شد! دائماً تقلا می‌کنیم و چنگ می‌اندازیم، اما فقط توی هوا و به صورت‌های آدم‌های دیگر. و در نهایت، یک وجب هم تکان نمی‌خوریم...

- با [پاهای خود] وارد می‌شویم
دیدگاه ها (۲)

همسایهٔ کناری‌ام غمگینم می‌کند! زن و شوهر صبحِ زود بیدار می‌...

مرغ شب خوان که با دلم می خواندرفت و این آشیانه خالی ماندآهوا...

جهل و تعصب آنقدر قدرتمند است که می‌تواند جنگ را به صلح، و بر...

گفت:«نمی‌دانم باید با چه کسی حرف بزنم؛ مدام باید خودم را یاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط