ما همه در [تله‌های خود] گرفتاریم! چهار دست‌ و پا در آن گی

ما همه در [تله‌های خود] گرفتاریم! چهار دست‌ و پا در آن گیر افتادیم و تا آخر عمر هم نمی‌توان خلاص شد! دائماً تقلا می‌کنیم و چنگ می‌اندازیم، اما فقط توی هوا و به صورت‌های آدم‌های دیگر. و در نهایت، یک وجب هم تکان نمی‌خوریم...

- با [پاهای خود] وارد می‌شویم
دیدگاه ها (۲)

بزرگسالی این شکلیه که شاید غمگین نباشی ولی دیگه خیلی‌ام خوشح...

ات» با استایلی شیک، مدرن و یه جور نگاهی که انگار اصلاً از ای...

گاهی آدم‌ها از شدتِ خستگی، دیگر حتی گریه هم نمی‌کنند. فقط می...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❷صحبت و حرف فقط باد هوا میباشدبغلم کن که غزل هم ...

رقص مرگ و عشقp¹³وقتی درِ سنگینِ ورودیِ خونه باز شد، انگار که...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

### پارت هشتم: طوفان درون و بیرونقطرات باران مثل سوزن به پوس...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟚_بخش اول_اگر روزی تورا ببوسم و وارد جهنم شوممی‌توانم...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط