امشب را

امشب را
برای هم آغوشی کنارم دراز بکش
خودت را
جا کن میان بازوانم
بگذار لبهایم
طعم خرمای لبهایت را بچشد و من
لمس کنم تن نازکت را
و بگسترانم
خستگی هایم را روی سینه ات
وای مگر
داریم همچین آغوشی را❤️❤️
دیدگاه ها (۰)

شب است ، تو که باشی !چشم هایم را به چشم هایت می دوزمبوسه را ...

. دلتنگ کسی هستـم، دلتنگ نگاهم نیست من منتظـرم امـا، او چشم ...

دلتنگ ترین آدم دنیاهستم بربازی چشم تو،شکیباهستمیک عمرنشانده ...

شب، بوی گیسوانت را دارد.بادی که از سمت پنجره می‌وزد، ردّ لبخ...

ارباب مرگبار من : پارت ۹از زبان اتبرگای نداشتم ریخت ته و کوک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط