{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
باز آمد و رخت خویش بنهاد برفت

گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت


"مولوی"
#طبیعت
دیدگاه ها (۲)

یاد باد آنکه ز چشم خوش و لعل لب تونقل مجلس همه بادام و شکر ب...

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستعقل...

دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتابنازکتر از گل تر و خوشبوتر از...

گر یار غنا دهد غنا دوست تر استور فقر دهد فقر مرا دوست تر است...

#شعر_قدیمی 🍂عشقت به دلم درآمد و شاد برفتبازآمد و رخت خویش بن...

ص ۳۷فکر روز دوشنبه خانه پریسا عذابم میداد با خودم میگفتم  اگ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط