{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت

عشقت به دلم درآمد و شاد برفت
باز آمد و رخت خویش بنهاد برفت

گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین
بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت


"مولوی"
#طبیعت
دیدگاه ها (۲)

یاد باد آنکه ز چشم خوش و لعل لب تونقل مجلس همه بادام و شکر ب...

ای نسیم سحر آرامگه یار کجاستمنزل آن مه عاشق کش عیار کجاستعقل...

دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتابنازکتر از گل تر و خوشبوتر از...

گر یار غنا دهد غنا دوست تر استور فقر دهد فقر مرا دوست تر است...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁷⁵از جام بلند شدم و رفتم در اتاقو...

«فصل۲ The magic of lov »part ۸۵دیگه غصه دار کردن همه بس بود...

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط