{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتاب

دارم بتی به چهرهٔ صد ماه و آفتاب
نازکتر از گل تر و خوشبوتر از گلاب

هرگه که زانوئی زند و باده‌ای دهد
من جان به باد بر دهم آن لحظه چون حباب

"عبید_زاکانی" #طبیعت
دیدگاه ها (۱)

عشقت به دلم درآمد و شاد برفتباز آمد و رخت خویش بنهاد برفتگفت...

یاد باد آنکه ز چشم خوش و لعل لب تونقل مجلس همه بادام و شکر ب...

گر یار غنا دهد غنا دوست تر استور فقر دهد فقر مرا دوست تر است...

شام هجران مرا صبح نمایان آمدمحنت آخر شد و اندوه به پایان آمد...

*ای پادشه_خوبان داد از غم_تنهایی

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند؟سایهٔ سوخته‌دل! این طمع خام ...

روز وصل دوستداران یاد بادیاد باد آن روزگاران یاد بادکامم از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط