{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

[پارت⁸] "پرنسس من"

[پارت⁸] "پرنسس من"

بالاخره کوک فاصله بینشون رو کم کرد و لـ.ـب هاشون هم دیگه رو لـ.ـمس کردن

دستاش به دور کمر لونا رفت و اونو به خودش چسبوند و بعد از چند مین از هم فاصله گرفتن.

با دستاش آروم موهای لونا رو نوازش کرد و گفت

_خیلی دوستت دارم پرنسسم

+جونگ کوک... منم دوستت دارم... اما بنظرت این درسته؟

_چی درسته؟

+اینکه منو تو با هم باشیم...

بعدش دوباره لـ.ـبشو کوبوند رو لـ.ـب های لونا و بـ.ـوسید...
_هنوزم به باهم بودنمون شک داری؟

+نه. خندید
دیدگاه ها (۱)

#in_your_eyes part_۸۹ویو کایلاچشمام توی چشمای خمارش قفل شددی...

پارت سوم---**پارت سوم: بازی با آتش**لیها با تمامِ توانش تکون...

عاشق part³کوک سوار ماشین شد که ات گفت :• کوکی ازت ممنونم- پر...

فیک کوکفصل ²پارت ⁴ویو ا.تاز پله ها غر غر زنان رفتم بالا وارد...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی از سربازی برمیگرده ...⛓️‍💥☘️ ╰┈➤ 𝑷...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

چند پارتی جونگ کوک

چندپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط