پارت ⁴⁹
پارت ⁴⁹
_ ( با آخرین سرعت خودم رو به بیمارستان رسوندم )
_ کیم لارا کجاست
بیمارستان: اتاق ۱۲
_( در رو باز کردم وارد اتاق شدم اون جسم بی جون و رنگ پریدی لارا بود )
دکتر : خوش بختانه خطر رفع شده .
+ بچم بچم زندست یا مرده
_ ( یعنی لارا میدونست بچه داره و ب من نگفته بود )
دکتر : تسلیت میگم
+( با شنیدن حرف دکتر پتو رو روی سرم کشوندم و شروع کردم به گریه کردن )
دکتر رفت
_ حالت خوبه
+ گمشو همش به خاطر توعه عوضی هق هق
_ اونجوری که فک میکنی نیست
+ چی اینجوری نیست خودم با چشای خودم دیدم دختره افتاده بود روت هق ولی عوضی بچه تو تو شکمم بود هق هق
_ چرا نگفتی پچه داری
+ برو برو برو بیرون نمیخوام آشغالی مثل ترو ببینم تو حتی از آشغالم کمتری هق هق
_ مسموم شده بودم (عربده ) نمیتونستم بدنم رو تکون بدم
+( با حرفی که زد ..........
لایک بازنشر بالا 💙 🩵
_ ( با آخرین سرعت خودم رو به بیمارستان رسوندم )
_ کیم لارا کجاست
بیمارستان: اتاق ۱۲
_( در رو باز کردم وارد اتاق شدم اون جسم بی جون و رنگ پریدی لارا بود )
دکتر : خوش بختانه خطر رفع شده .
+ بچم بچم زندست یا مرده
_ ( یعنی لارا میدونست بچه داره و ب من نگفته بود )
دکتر : تسلیت میگم
+( با شنیدن حرف دکتر پتو رو روی سرم کشوندم و شروع کردم به گریه کردن )
دکتر رفت
_ حالت خوبه
+ گمشو همش به خاطر توعه عوضی هق هق
_ اونجوری که فک میکنی نیست
+ چی اینجوری نیست خودم با چشای خودم دیدم دختره افتاده بود روت هق ولی عوضی بچه تو تو شکمم بود هق هق
_ چرا نگفتی پچه داری
+ برو برو برو بیرون نمیخوام آشغالی مثل ترو ببینم تو حتی از آشغالم کمتری هق هق
_ مسموم شده بودم (عربده ) نمیتونستم بدنم رو تکون بدم
+( با حرفی که زد ..........
لایک بازنشر بالا 💙 🩵
- ۳۷۲
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط