پارت ⁵⁰
پارت ⁵⁰
+هه دلیل خوبیه واسه توجیه مسوم شده بودم جالبه بچم مرد( داد)
_ بچت ن اون فقط بچه تو نبود بچه منم بود
+آیییییی ( دردی ک ی همو توی معدم پیچید رو نمیتونستم تحمل کنم انگار داشتن استخوان هام رو میشکستن )
_ چته چرا اینجوری میکنی
+آییییی ( گریه ) خیلی درد دارم
_ ( کشیدمش تو بغلم ) چیکار کنم
دکترا اومدن
دکتر : آروم باش تحمل کن تا تموم شه
_ یعنی چی تحمل کن اگه همین الان خوبش نکنی
این بیمارستان رو رو سر همتون خراب میکنم ( عربده )
دکتر : آقای جئون کاری از دست ما برنمیاد
+ ( در باز شد و هجوم لنا بورا مامانو بابام و بقیه رو ب تو حس کردم )
_ پس میخوای بمیری ک کاری از دستت برنمیاد
+ اینا چرا اومدن بگو برن بیرون
_ ( با حرف لارا پشت سرم رو نگاه کردم ) با چ جرعتی
حرفم تموم نشده بود ک لارا شروع کرد ب گاز گرفتن گردنم
+ ( کم کم داشتم نسبت ب درد بی حس میشدم )
_ چرا از هوش رفت
........
+هه دلیل خوبیه واسه توجیه مسوم شده بودم جالبه بچم مرد( داد)
_ بچت ن اون فقط بچه تو نبود بچه منم بود
+آیییییی ( دردی ک ی همو توی معدم پیچید رو نمیتونستم تحمل کنم انگار داشتن استخوان هام رو میشکستن )
_ چته چرا اینجوری میکنی
+آییییی ( گریه ) خیلی درد دارم
_ ( کشیدمش تو بغلم ) چیکار کنم
دکترا اومدن
دکتر : آروم باش تحمل کن تا تموم شه
_ یعنی چی تحمل کن اگه همین الان خوبش نکنی
این بیمارستان رو رو سر همتون خراب میکنم ( عربده )
دکتر : آقای جئون کاری از دست ما برنمیاد
+ ( در باز شد و هجوم لنا بورا مامانو بابام و بقیه رو ب تو حس کردم )
_ پس میخوای بمیری ک کاری از دستت برنمیاد
+ اینا چرا اومدن بگو برن بیرون
_ ( با حرف لارا پشت سرم رو نگاه کردم ) با چ جرعتی
حرفم تموم نشده بود ک لارا شروع کرد ب گاز گرفتن گردنم
+ ( کم کم داشتم نسبت ب درد بی حس میشدم )
_ چرا از هوش رفت
........
- ۹۳۱
- ۲۵ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط