دست برای زدن نیست برای نوازش برای آغوش کشیدن

.
دست برای زدن نیست برای نوازشِ برای آغوش کشیدن
پا برای رفتن نیست برای ماندن و ایستادنِ پای کسی که دوستت داره
دل آدمی کاروانسرا نیست دل فقط جای یک نفره یکی که همه کسه
زبان برای زخم زدن و دل شکستن نیست برای امید دادنِ برای حرفهای قشنگ زدن
چشم برای دیدن بدی ها و هرزگی نیست به قول "سعدی" ‌دیده را فایده آن است که دلبر بیند
ور نبیند چه بود فایده بینایی را ...
و چه خوبه که یاد بگیرم استفاده درست از نعمت های خدادای رو
دیدگاه ها (۲)

نداری خال لب اما، به چشم من که زیباییفدای ناز لبخندت، تو در ...

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر تو ب...

بعد عمری در کجا باید که پیدایت کنم؟از کدامین پنجره باید تمنا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط