نداری خال لب اما به چشم من که زیبایی

نداری خال لب اما، به چشم من که زیبایی
فدای ناز لبخندت، تو در من خوب دنیایی

دل از من برده ای، دیگر به طنازی نیازی نیست
به گیسوی تو دل بستم، چقد زیباست شیدایی

تو شاید قطره ای باشی میان این همه مردم
ولیکن در خیال من، تو آبی تر ز دریایی

از این حسی که من دارم غم حال تو هم پیداست
اگر مجنون این عشقم، تو هم لیلای لیلایی

به پاس عاشقی عمری، به پای تو نشستم من
زلیخایی و در آخر به یوسف خوب می آیی

هوای عاشقی یعنی بیا دلتنگ هم باشیم
کمی بی تابی و گریه، کمی احساس تنهایی

بهشت من همین جاهاست کنار تو در این خانه
هبوط آدمی دیگر، به عشق یار حوّایی!
دیدگاه ها (۳)

گفت عاشق میشوم,رفت و حقایق را شکست.مست مستم بود اما باز,جامم...

وقتی یک زن حالش خوب نیست گریه می کند، خرید می کند،آرایش می ک...

.دست برای زدن نیست برای نوازشِ برای آغوش کشیدنپا برای رفتن ن...

رفتی و از رفتنت خاطر پریشانم هنوزشعله ای می سوزد از هجر تو ب...

Ⓜ️شدم مجنون و از من برده دل ؛لیلای چشمانتنگاهم کردی و آخر شد...

شدم مجنون و از من برده دل ؛لیلای چشمانتنگاهم کردی و آخر شدم ...

مریم یوسفی نصیری نژاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط