{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

¹⁹

¹⁹
کلیدو انداختم رفتم تو که هیون رو با چند تا پسر با دختر دیدم

+عاااا
@عا سلام ا.ت
+عاا سلام اینا کین
@خب اینا دوستامن ببخشید بهت نگفتم
+مهم نیس من میرم بالا شما خوش باشین

با دویدن میرم داخل اتاقم درو میبندم
€این کیه هیون
@این دوستمه
€اوو

+هندزفری مو زدم تو گوشم یکم اهنگ گوش دادم که خوابم برد
صبح با نور خورشید بیدار شدم

+خدهیخد9صه8صل8 ایی کمرم یا پام ایسی سرم
سری بلند شدم و لباس مدرسمو پوشیدم رفتم پایین

از تو یخچال یه شیرموز برداشتم رفتم بیرون سری رفتم مدرسه که دیدم داخل کلاس کوک با اون دوست دختر اکبیریش دارن باهم دعوا میکنن

با وارد شدنم داخل کلاس کوک بهم نگاه کرد بهش نگاه کردم سری نگاهمو ازش گرفتم روی میزم نشستم

+پیسس یونا
×ها
+میگم اینا چرا دارن دعوا میکنن
×خب این دختره به کوک خیانت کرده
+شتتتت

که معلم امد تو کلاس شروع کرد به درس دادن
دیدگاه ها (۸۰)

گشادیم میشه

¹⁹_میخای جلو دهن کیو بگیری((کوک وارد میشود دریم دریم 😃🤧))؟تو...

¹⁷@باشهرفتم طرف فروشگاه+خب شیر کاکائو چند تا شیر کاکائو با ش...

ادامه رمان مافیای من (پارت 3)گفت بره بیرون و بازم منو بوسیدب...

پارت هفتمویو جینبعد بوس رفتم پایین پیش اعضا که دیدم دارن به ...

شب های تاریک ویو کاترین: امروز اول روزی هست که داخل خونه خال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط