{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار تو مغازه رفیقم بود(سوپر مارکت) که یهو بهم گفت تو ب

یه بار تو مغازه رفیقم بود(سوپر مارکت) که یهو بهم گفت تو بمون من میرم تا جایی سریع برمیگردم...تا بیام مشتریا رو راه بنداز...منم قبول کردم...
یکم گذشت دیدم یکی اومد تو مغازه منم هول شده بودم شدید...
گفت آقا ببخشید نوشابه دارید؟؟؟
گفتم:مشکی یا سیاه؟؟؟(چیه خو هول شده بودم)
جالب اینجاست که اونم گفت:سیاه میخوام :|
دیگه ادامه ماجرا رو نمیگم خودتون میدونید :D
دیدگاه ها (۶)

سر شب لپتاپ رو خاموش کردم رفتم نشستم تو پذیرایی در جوار خانو...

...

در یکی از عملیات‌های نامنظم در شبی مهتابی وقتی با همرزمانش د...

. ﻋﺘﯿﻘﻪﻓﺮﻭﺷﯽ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﻣﻨﺰﻝ ﺭﻋﯿﺘﯽ ﺳﺎﺩﻩﻭﺍﺭﺩ ﺷﺪ . ﺩﯾﺪ ﻛﺎﺳﻪ...

سلام خوشگلا،خوبید؟بیشترتون میدونید که من میخواستم از اینجا ب...

پارت۲ویو ا/ترفتیم داخل با﷼ر و نوش﷼یدنی سفارش دادیم وقتی نوش﷼...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط