{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

، اهل همین کوچه ی بن بست کـناری

، اهل همین کوچه ی بن بست کـناری

که تو از پنجره اش پای به قلب من دیوانه نهادی

تو کــــجا ؟ کوچه کــــجا ؟ پنجره ی باز کــــجا ؟

من کـــجا ؟ عشق کـــجا ؟ طـاقت آغاز کـــجا ؟

تو به لـبخند و نگاهـــی ، من دلداده به آهـــی

بنشستیم تو در قـلب و من خسته به چاهــی

گنه از کیست ؟ از آن پنجره باز ؟ آن لحظه آغاز ؟

از آن چشـــم گنه کار ؟ از آن لــحـظـه ی دیدار ؟

کاش می شد گنه پـنـجــره و لحـظـه و چشمت

همه بر دوش بـگـیرم ، جای آن یک شـب مهتاب

تـــو را تــنــگ در آغــــوش بــگــیــرم ...
دیدگاه ها (۸)

شاید تو… سکوت میان کلامم باشی! دیده نمیشوی اما من تو را احسا...

دو قدم مانده که پاییز به یغما بروداین همه رنگ ِ قشنگ از کف ِ...

یک معمای خیلی جالب: سه تابچه تو خونه بودن اولی عشق نام داشت ...

به سلامتی "سربازی" که لب مرز تو برجک داشت به عکس عشقش نگاه م...

تقدیم زندگیم🫂🧿🌐آندم که تو را در بغلم سفت بگیرم از هر نفست زن...

فراتر از خویش

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

『 𝙊𝙣 𝙏𝙝𝙚 𝙀𝙙𝙜𝙚 𝙊𝙛 𝘽𝙚𝙩𝙧𝙖𝙮𝙖𝙡 』𝙋𝙖𝙧𝙩 : ³⁴جونگکوک با تمام سرعت میا...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۹هنوز حرف‌ هیونجین در ذهن فلیکس می‌چرخ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 6️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین تا مدت‌ها کن...

فاصله یک لبخند تا جنون

یک قسمت کادویی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط