{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی‌ &یونگی&

چندپارتی‌ &یونگی&
وقتی:``باهم تصمیم‌ میگیرید بعد‌از‌ فارغ‌التحصیلی.....``

آت‌ از‌ جواب‌ یونگی‌ شکه‌ شد...
و بعد‌ از‌ چند‌ مین‌ راه‌ رفتن رسیدن‌ به خونه‌‌ و‌ از‌ همدیگه جدا‌ شدن‌‌

فلش‌ بک‌ به شب

سر‌ میز‌ شام‌ بودیم‌ .
میخواستم‌‌ با‌ بابام‌ دوباره درمورد‌ رفتن‌ از‌ اینجا‌ صحبت کنم‌ اما‌ میدونستم.
اونا‌ نمیزارن‌‌ و‌ این‌ بحث بیخوده‌‌ ولی‌ فکر‌ کردم‌ که شاید‌ برای‌ آخرین‌ بار‌ بد‌ نباشه تلاشی‌ بکنم.
+بابا‌ میخواستم دوباره درمورد‌ موض..
که بلا‌ فاصله بابام‌ منظورم رو‌ فهمید‌ و‌ صحبتم‌ رو‌ قطع‌ کرد
ب.ات: آت چندبار باید‌‌ سر‌ این‌ موضوع دعوا‌‌ مون‌ بشه‌؟ها؟‌ آت‌ قسم‌‌ میخورم‌ اگه‌ دوباره به همچین موردی حتا‌ فکر‌ کنی توی‌ خونه
حبست‌ میکنم‌(عربده)(ادمین:زهر مار🙄)

ات با‌ حرف‌های بابا‌ش‌ قلب‌ کوچیک‌ش‌ دوباره شکست و‌ به حیاط خونشون‌ رفت‌ تا‌ هوایی بخوره
که بعد‌ از‌ چند‌ دقیقه چشمش افتاد‌ به خونه‌ی رو‌به‌ روی‌ یعنی‌‌ یونگی‌...

ات
به حرفاش‌‌ داشتم‌ فکر‌ میکردم‌‌.
* -‌فرار *
(ولی‌ این‌ خیلی‌ سخته اگه‌ وسط‌ راه ولم‌ کنه چی‌ ؟؟اگه ازم‌ سوء‌استفاده کنه‌ چی؟؟)
و‌ در‌ آخر‌ فکر‌های منفی رو‌ کنار‌‌ گذاشتم‌‌‌ و به این‌ نتیجه رسیدم‌ که منم‌ مجبورم انجامش بدم...

رفتم‌ دم‌‌ در‌ خونشون‌ و‌ زنگ‌ زدم‌ و‌ بلخره‌ یکی‌ در‌ رو‌ باز‌ کرد اون‌...باباش‌ بود

ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۲)

چندپارتی‌ &یونگی&وقتی:``باهم تصمیم‌ میگیرید بعد‌از‌ فارغ‌الت...

چندپارتی‌ &یونگی&وقتی:``باهم تصمیم‌ میگیرید بعد‌از‌ فارغ‌الت...

@sea18

چندپارتی‌ &یونگی&وقتی:``باهم تصمیم‌ میگیرید بعد‌از‌ فارغ‌الت...

چندپارتی‌ &یونگی&وقتی:``باهم تصمیم‌ میگیرید بعد‌از‌ فارغ‌الت...

پارت ۹(اسلاید دوم خونه یونگی)ویو این سوک:رفتم بیرون یکم مواد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط