چندپارتی &یونگی&
چندپارتی &یونگی&
وقتی:``باهم تصمیم میگیرید بعداز فارغالتحصیلی.....``
آت
امروز جشن فارغالتحصیلی بود.
فضای جشن خیلی سنگین بود و همهی چون به سن قانونی رسیده بودن داشتن الکل میخوردن ولی اصلاً موزیکی نبود و همین فضا رو بیشتر،سمی میکرد.
روی یکی از صندلیها نشسته بودم و به دور ور نگاه میکردم که...
با بوی قوی عطره تلخوغلیظی به دماغم خورد و همزمان حضور یکیرو پشتسرم حس کردم
وقتی برگشتم.... با چهرهیمثل همیشه جدی یونگی برخوردم.
ولی اینبار چشماش داشت برق میزدنو انگار بهم زل زده بود.
+امم.. چیزی شده؟
یکم صبر کردم تا جوابم رو بده ولی داشت مثل یه مجسمه به *زل زدن*بهم ادامهمیداد
آروم دستمو جلو صورتش تکون دادم
+هی مس*تی چیزی هستی؟
که به خودش اومد
-اهمنه...خب اومدم اینجا تا بهت بگم وسایلو مدارک شناساییتو جمعکن امشب میخوایم بریم.
آت
با حرفش دوباره اون احساس افتضاح یعنیاسترس تمام وجودمو از بر گرفت.
من خر (مه:عهخواهرمچرا بهخودتفش میدی🥸)
به کل یادم رفته بود که امشب باید بریم....
یونگی ادامه داد:
-ساعتسه شب یه ماشین میاد دنبالمون
میبرتمون به سئول
+ممن خیلی استرس دارم
-ات فکر خودتو بکن اگه وسط راه باشیم نمیتونیم برگردیم
+نه.. مشکلی نیست
فلش بکبهساعت سهشب...
ادامه دارد...
وقتی:``باهم تصمیم میگیرید بعداز فارغالتحصیلی.....``
آت
امروز جشن فارغالتحصیلی بود.
فضای جشن خیلی سنگین بود و همهی چون به سن قانونی رسیده بودن داشتن الکل میخوردن ولی اصلاً موزیکی نبود و همین فضا رو بیشتر،سمی میکرد.
روی یکی از صندلیها نشسته بودم و به دور ور نگاه میکردم که...
با بوی قوی عطره تلخوغلیظی به دماغم خورد و همزمان حضور یکیرو پشتسرم حس کردم
وقتی برگشتم.... با چهرهیمثل همیشه جدی یونگی برخوردم.
ولی اینبار چشماش داشت برق میزدنو انگار بهم زل زده بود.
+امم.. چیزی شده؟
یکم صبر کردم تا جوابم رو بده ولی داشت مثل یه مجسمه به *زل زدن*بهم ادامهمیداد
آروم دستمو جلو صورتش تکون دادم
+هی مس*تی چیزی هستی؟
که به خودش اومد
-اهمنه...خب اومدم اینجا تا بهت بگم وسایلو مدارک شناساییتو جمعکن امشب میخوایم بریم.
آت
با حرفش دوباره اون احساس افتضاح یعنیاسترس تمام وجودمو از بر گرفت.
من خر (مه:عهخواهرمچرا بهخودتفش میدی🥸)
به کل یادم رفته بود که امشب باید بریم....
یونگی ادامه داد:
-ساعتسه شب یه ماشین میاد دنبالمون
میبرتمون به سئول
+ممن خیلی استرس دارم
-ات فکر خودتو بکن اگه وسط راه باشیم نمیتونیم برگردیم
+نه.. مشکلی نیست
فلش بکبهساعت سهشب...
ادامه دارد...
- ۷۶۸
- ۲۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط