{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی‌ &یونگی&

چندپارتی‌ &یونگی&
وقتی:``باهم تصمیم‌ میگیرید بعد‌از‌ فارغ‌التحصیلی.....``

رفتم‌ دم‌‌ در‌ خونشون‌ و‌ زنگ‌ زدم‌ و‌ بلخره‌ یکی‌ در‌ رو‌ باز‌ کرد اون‌...باباش‌ بود‌
+سلام آقای‌ مین‌ من‌ همیسایه‌‌ شما‌ و‌ هم‌ کلاسی‌ یونگی‌ ام‌‌ میشه بهش بگید‌ یه‌ لحظه بیاد‌ دم‌ در
ب.یونگی:‌ سلام‌ باشه وایسا‌ الان‌ صداش‌ میکنم
بابای‌ یونگی با‌ لحن‌ خیلی‌ سردی‌ جواب‌ داد‌ ‌واقعا‌ این‌ خانواده‌ چشونه؟
و‌ یونگی‌ اومد‌ بیرون
+سلام
-سلام‌ باهام‌ کاری داشتی؟
+میشه یه جای‌ دیگه باهات‌ ‌‌حرف‌ بزنم‌ ؟
رفتم‌ روی‌‌ یه‌ نیمکت‌ نزدیک خونه‌‌ نشستیم
-خب؟
+منم‌...‌ میخوام‌ باهات بیام
با‌ این‌ حرفم‌ یونگی‌ پوزخندی زد
-جدی؟
+عه‌ چرا‌ اینجوری‌ می‌کنی؟(اخم)
-نه‌..نمیشه
+چرا؟
-چون‌ اگه‌ اتفاقی برات‌ بیفته‌ میندازی‌ گردن‌ من
+نه قول‌ میدم‌ مراقب خودم‌ باشم‌ فقط‌ تا‌ سئول‌ باهام بیا‌ باشه؟
ات‌ حرفشو‌ با‌ چشمای گرد‌ شده گفت‌ و‌ این‌ باعث شد یونگی‌ نتونه‌ دست‌ رد‌ به‌ سینه اش‌ بزنه
-آه..خیله‌خب‌ باشه
+ممنونم‌‌ واقعا ازت‌‌
ات‌ که هیجانی شده‌ بود‌ ناخواسته بوسه‌ای روی‌‌ گونه‌ی یونگی‌ زد‌
و‌ یونگی‌‌ چشماش‌ اندازه‌ی نعلبکی‌ از‌ تعجب‌ باز‌ شد‌ و‌ آت‌ سریع‌ گفت:
+من‌ دیگه میرم‌ پس‌ فردا‌‌ مدرسه‌ میبنمت‌ خداحافظ
و‌ صورتی که از‌ خجالت سرخ شده‌ بود‌ پا‌ به فرار‌ گذاشت

-خدافظ

فلش‌ بک‌ هفته‌ی‌ بعد

ویو‌ آت

منو‌ یونگی‌ قرار‌ گذاشتیم‌ که امشب‌ از‌ اینجا‌ بریم‌ و‌....

ادامه دارد.....


قشنگام‌ ممنونم‌‌‌ که‌ ازم‌ حمایت‌ کردید‌ ببخشید‌ اگه‌ فیکام‌ زیاد‌‌ چنگی‌ به دلتون‌ نزد‌ قول‌ میدم‌ بهتر بشم🤍💜
دیدگاه ها (۱۰)

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁸رو کرد سمت یونگی و گلوشو صاف کر...

پآرت¹³خب داشتم‌میگفتم می سو...!می سو: هوم؟ببین...اره درسته م...

پارت ششسانا: اگر حرفم رو باور نکردی اشکال ندارهفقط بهم گوش ک...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

پارت 43🎀 ویو آت 🎀رسیدیم خونه.آت: وای... خونه‌ی خودمون! 🥹🏠💜هی...

وقتی بهت خیانت میکنه (اسمات)pاخرویو جیمین خب امروز باید یکار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط