{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالمـان خـوب بود

حالمـان خـوب بود
تازه داشتیـم میفهمیدیم زنـدگی یعنی چه
تا ناگهـان زنگ در را زدند
خیـال برمان داشت که عشـق است
و در را گشودیـم
اشتبـاه کردیم
آدم پشت در را بـاور کردیم
و حالا حالمان اصـلا خـوب نیست.
دیدگاه ها (۱)

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

گاهی باید یاد بگیری خودت را، حتی بدون تأیید دیگران، دوست داش...

هیچی دیگه حال نمیدهدست و بالم اینروزا دیگه به کار نمیرهاین چ...

بعضی‌ها فکر می‌کنند وقتی زخمت زدند، قصه‌ات تمام شده؛ نمی‌دان...

سخت ترین شب زندگیت چه شبی بوده

رومان عشق بی نھایت پارت 15از زبان ملیسا نگرانش شدم و زنگ زدم...

رومان عشق بی نھایت پارت 15از زبان ملیسا نگرانش شدم و زنگ زدم...

یک هفته گذشت و حقیقت، بالاخره از پشت تمام این دروغ‌ها بیرون ...

چند پارتی جیمین. (درخواستی)وقتی خیانت می‌کنه...(بچم اصلا اهل...

#دلنوشت #استوری #تکست#گرانی #اضطراب#حسرت #استرس#متن #حرف #حر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط