{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رومان عشق بی نھایت پارت 15

رومان عشق بی نھایت پارت 15
از زبان ملیسا
نگرانش شدم و زنگ زدم بہ برادرش برادرش جواب داد سلام کردیم و بھش گفتم حنا کجاس گفت: مثل ھمیشہ اومدہ مدرسہ بھش گفتم اما الان مدرسہ نیست و بعد از حرفم داد زد و گفت :یعنی چی کہ نیست و من ھم گفتم ھرچی زنگ میزنم جواب نمیدم سریع قط کرد گوشیرو و بعد اومد اینجا باھم کلی گشتیم ولی پیدا نشد کوک ازم پرسید چیشدہ بھش ماجرارو گفتم حرفم تمو نشدہ بود کہ جیمین سریع دوید و ھمہ جا دنبالش میکرد بعد از اون رفتیم تو یہ کلاس تاریک کہ اصلا نمیدونستم چہ کلاسی ھست خیلیی ترسناک بود صدایہ داد شنیدم جین داداش حنا و جیمین رفتن پیشش داشت گریہ میکرد و معلوم بود کہ خیلی کوتک خوردہ بود وقتی دھنشو باز کردیم گفت کہ جنی این کارو کردہ و برادر حنا پیداش کرد و تا جایی کہ تونست کتکش زد رحم نداشت و جیمین از این فرست استفادہ کرد و بہ حنا اعتراف کرد رفتیم خونہ و ھمہ چیز تموم شد و اون دختر از مدرسہ اخراج شد بعد از اخراج شدنش خیلی مدرسہ برام راحت تر بود و خوب حنا و جیمین باھم اوکی شدن ۔۔۔۔۔
دیدگاه ها (۰)

رومان عشق بی نھایت پارت 14 از زبان ملیسا حنا یہ سرہ نخی از ک...

رومان عشق بی نھایت پارت 13از زبان ملیسارفتم خونہ واقعا نمیتو...

رومان عشق بی نھایت پارت 15از زبان ملیسا نگرانش شدم و زنگ زدم...

رومان عشق بینھایت پارت1از زبان ملیسا امروز اولین روز مدرسه ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط