ای کاش میشد فهمید در دل آسمان چه میگذرد… که امشب با ناله

ای کاش میشد فهمید در دل آسمان چه میگذرد… که امشب با ناله ای بغض آلود بر دیار این دل خسته اشک می ریزد نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد….و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم واکنون دلم لک زده برای یک بار هم شده باران که می بارد تو در خیالم که نه در کنارم باشی
دیدگاه ها (۲)

خیال تو نسیم گونه می وزد و شمیم عطر تن تو می پیچد بر دشت شقا...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

پارت دهم (پارت آخر): «روی لبه‌ی آتش، رقص تا به آخر»مه غلیظی ...

پارت ۴: سایه‌هایِ پنهان؛ وقتی رنگ‌ها می‌لرزنداتفاقی که در سا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

پرنسس ناخواسته

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط