چندشاتی جونگکوک

چندشاتی جونگکوک

part ۲

-قربونت بشم خب ..

+ایش خدانکنههه..

-فکر کردی من میبازم؟!

+معلومه که نه!

- من‌همیشه برندم بیبی گرلم..

+ خیلی خوشحالم

پسر لبخندی زد

-امشب میخوام‌این مادمازل رو به خونم دعوت کنم

+اوووو واقعا؟.. چه ددی جذابی

بادیگارد ها درحالی که خندشون‌گرفته بود سعی کردن نخندن..

- برید.. من خودم‌میرم خونه

×چشم.‌

بادیگارد ها رفتن، پسر سوار لامبورگینی شد و دختر هم کنارش سوار شد
..

پسر در طول مسیر خونه، آهنگ‌عاشقانه ای گذاشت و دستشو روی رون دختر‌گذاشت..

- بیب.. خیلی دلم برات تنگ شده بود نفسم..

+عهه اینجوری حرف نزن، خجالت میکشم خو ...

پسر خندید

دستشو روی رون پاش بالاتر برد..

+ اییی نکن کوک..

-میخوام بکنم، کی میتونه جلومو بگیره؟هوم؟

+هف.‌

چیزی نگفت..

بعد از چند دقیقه جلو در خونه ی بزرگش ماشین رو پارک کرد.
دیدگاه ها (۱۷)

part : 52chapter : 2من و ویلی کنار هم نشستیم و سه خانم رو به...

ابلیس

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 73بچه ها برای اینکه ...

پارت 17 رمان✨ عشق مدرسه ای ✨هیونجین: چشمکه یهو گوشی هیون زنگ...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۵۸ویو راوی نورا دیگ...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 2+میگم لارا•جونم بگو+نمی...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

چندشاتی نامجون part 4یه لباس سرزمین خیلی خوشگل پوشید..موهاش ...

چندشاتی جینpart 1+ات.. خودت میدونی بدم‌میاد وقتی بدون‌من جای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط