{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راس میگه دیگه بجای خون چای تو رگامون جریان داره

راس میگه دیگه بجای خون چای تو رگامون جریان داره
دیدگاه ها (۴)

عمو پرویز وزن عمو فرزانه همراه دوتا دختر بزرگش اومده بودن زن...

تو اتاقم نشسته بودم ونگاهم به انگشتر روی دستم بودیعنی چی مگه...

دم غروب بود آقا جون اومد کلی خرید کرده بود مادرم مثله هر روز...

رفتم کنار مادر بزرگم .مادر بزرگمو خیلی دوسش داشتم مثله مادرب...

واسه تو فرقی نداره من باشم یا یکی دیگهتو میخای تنها نباشی،ای...

فقط اس دو 💔😃راس میگه دیگه یدقه وایسید ببینیم کی با کیه کی تو...

بچه‌ها یکی دیگه داره میگه بارانم 😂 بعد این ویدیو مال چند روز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط