{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهم کن

نگاهم کن !!!
التماس آغوشم را درک کن
چشمانم غرق ِ نیاز است
لرزش تنم فریاد ِ خواهش است
خواهشی که نامش
عشق است نازنین نه هوس
احساسم میسوزد ،
از گرمای حریر تنت
بگذار برای یکبار هم که شده
خاکسترم کند آغوشت
میخواهم بازی کنند این طوفانها ،
عاشقانه با خاکستر احساسم
شاید فریاد ِ جنونم را به گوش ِ
فرشته احساسم رساندند
شاید او هم عاشق شد آغوشم را ،
او هم آتش گرفت از این خواهش

.
دیدگاه ها (۱)

عاشقانه هایم برای تو ،تمام دردهایت برای من ...تمام رویاهای ش...

من با زبان تو غریبه ام ‍‍‍!!!چشمانت را ببند ...نفست حبس کن ....

سکوت که میکنیبغض در دلم پرپر میشود...چشم که میبندی ، زندان ب...

بانوی شعرهایم !!!فرشته رویاهایم !!!بگذار بی واهمه برایتسخن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط