{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق تو در قلب من هنگامه بر پا میکند

عشق تو در قلب من هنگامه بر پا میکند
دیدن چشم سیاهت، فتنه بر پا میکند

باد میرقصاند آن زلف سیاه و ناز را
دیده مبهوت است و دل، عیدانه بر پا میکند

لحظه ای ترکم نکن، ای حس خوب عاشقی
چشم من بی تو بساط گریه بر پا میکند

پاسخ مثبت اگر دادی به خواهشهای من
شک نکن، دل سفره ای، شاهانه بر پا میکند

بی زبان هم با نگاهی بر قد و بالای تو
از ته دل نغمه ی مستانه بر پا میکند

خودنمایی کرد، عشق و، عاشقی، آغاز شد
بی تو غصه در دلم، صد خیمه بر پا میکند

گفت ساقی با شعف، از برکت این رابطه
در تمام کوچه ها، میخانه بر پا میکند
دیدگاه ها (۱)

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست هی تجسم میکنم, ان نقش...

نفسم باز بهار است،کجایی بی من؟حال من باز خراب است کجایی بی م...

با من سخن بگو ولی از عشق دم نزنلطفن عزیز حال خوشم را به هم ن...

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارموای ازین حال پریشان که من...

داد دهی ساغر و پیمانه رامایه دهی مجلس و میخانه رامست کنی نرگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط