{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من سخن بگو ولی از عشق دم نزن

با من سخن بگو ولی از عشق دم نزن
لطفن عزیز حال خوشم را به هم نزن


از من عبور کن گل خوش خط و خال من
در پیش چشم همچو منی هم قدم نزن


خو کرده ام به گوشه ی دنجی که ساختم
یک ماجرای تازه برایم رقم نزن


با آنکه هرچه داشته را پای دل گذاشت
محض مزاح هم سخن از بیش و کم نزن


تو اهل عشق نیستی و لاف می زنی
از آنچه نیست با من دلخسته دم نزن
دیدگاه ها (۵)

عشق تو در قلب من هنگامه بر پا میکنددیدن چشم سیاهت، فتنه بر پ...

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست هی تجسم میکنم, ان نقش...

امشب اندوه تو بیش از همه شب شد یارموای ازین حال پریشان که من...

خدایاتکلیفم را با دلم نمےدانمپایم را روے دلم بگذارمیا پا بہ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط