{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست

درخیالم بوسه می گیرم , ز لبهایی ک نیست
هی تجسم میکنم, ان نقش زیبایی ک نیست

تا فراسوی افق , تا ساحل عشق و امید
میدهم امشب دلم رادست رویایی ک نیست

دل ب امواج , خروشان نگاهت می زنم
با تو هرشب میروم همراه دریایی ک نیست

پا ب کویت می گذارم تا ب گیرم دل ز تو
پر ز عشقت میکنم دل را ز(لیلاییی) ک نیست

همچو مجنون میشوم افسانه ی هر عاشقی
درپی عشقت گذارم پاب هرجایی ک نیست

منتظر تا لحظه ی دیدار رویت سر رسد
تا رسدان لحظه ی صبروشکیبایی ک نیست

مست و شیدا می شوم از یک نگاه عاشقت
غیر تو هرگز ندارم ,دل ب فردایی ک نیست
دیدگاه ها (۲)

نفسم باز بهار است،کجایی بی من؟حال من باز خراب است کجایی بی م...

اختم در عشق و بر، این باختن خندید و رفتدرد دلهایم نوشتم ،یک ...

عشق تو در قلب من هنگامه بر پا میکنددیدن چشم سیاهت، فتنه بر پ...

با من سخن بگو ولی از عشق دم نزنلطفن عزیز حال خوشم را به هم ن...

🫀💘... هارا گدسن گلرم‌ جان سنه قورباندی گداخنه دئسن من الرم ج...

رمان غریبه کوچولو

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط