{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان موبای

داستان من و تو از آنجا شروع شد که پشت شیشه ی بی جان موبایل به هم جان دادیم...!
با دکمه های سرد کیبرد,دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم...!
با صورتک ها,همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم...!
آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم...! شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند. امروز داستان برگشت...
آغوش هایمان واقعی , بوسه هایمان حقیقی, اما با این تفاوت که دیگر من وتو نبودیم
هرکداممان یک'او'داشتیم....!
تو با او هستی و من در حسرت بودن با او پشت شیشه ی سرد موبایل دلم لک زده برای یک صورتک بوسه....! دلم لک زده برای یک آهنگ همزمان دلم لک زده برای یک صبح بخیر و....
دیدگاه ها (۴)

ســنگــیـــنہ ⇜هـضــــــــــم مَـــــــــن⇝ بـــــــــــــرا...

هفت سال روی قبره صاحبش خوابید,,تا مردلایک نمیخوام فقط بخونین...

گوش هایم را می گیرم! چشم هایم را می بندم!زبانم را گاز می گیر...

ﺳَﻼﻣَﺘﻲِ ﺧﻮُﺩَﻡ ﮐﻪ ﻫَﺮ ﮐﻲ ﻣَﻨﻮ ﺩﻳﺪ''''''''''''''''''''''''''...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:⁷هیونا دست هاش رو روی سرش گذاشت هی...

⁦✿My lovely idol⁦✿ 2✯part:⁵جونگکوک بعد از عوض کردن لباس هاش ...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:²⁹تهیونگ: نامزد سابق مین‌سوک: سلام باید تهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط