{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چندپارتی:وقتی برات قلدری میکردن و...pt²

چندپارتی:وقتی برات قلدری میکردن و...pt²
بالاخره زنگ اخر به صدا در اومد و وقت به خونه رفتن بود...تهیونگ گاهی وقت ها هه سو رو میرسوند خونه..ولی مثل اینکه ایندفعه نمیشد:"عزیز دلم..معذرت میخوام که نمیتونم برسونمت.."
"ولی تهیونگ تو‌.."
"درسته من قول داده بودم...ولی نمیتونم همیشه برسونمت که!...حالا قول میدم فردا برسونم!"
هه سو اخم کرد و‌ سرشو انداخت پایین:"نمیخواد..فردا هم خودم میرم...*سرد*"
"ولی اخه.."
"ظاهرا کار هایی مهم تر از من داری...چون دختر خالت اومده خونتون بابد زودتر برسی خونه نه؟!*پوزخند صدا دار زد* جالبه..خیلی خب برو به کارت برس.."
"هه سو دوباره شروع نکن لطفا..ما که باهم قبلا حرف زدیم نه؟؟"
خواست دستشو بگیره که هه سو دستشو پس زد:"اصلا به من چه...برو دیگه..برو به دختر خاله ی عزیزت برس!"
"هه سووو"
"خدافظ آقای کیم!"
آقای کیم به زبان هه سو یعنی:" قهرم و حالا حالا ها باهات آشتی نمیکنم"
و از اونجا داشت دور میشد که تهیونگ با صدای بلند گفت:"صبر کن حداقل تا یه جایی برسونمت هوا سرده''
ولی هه سو‌ اهمیت نداد و از اونجا دور شد...سرطو انداخته بود پایین و همینجوری که داشت به سمت خونه میرفت یهو یه نفر از پشت موهاشو کشید و انداختش زمین..هه سو قشنگ تونست صدای کنده شدن تعدادی از تار های موهاش رو بشنوه..محکم خورد زمین..سرشو بالا اورد..وای بازم اونا..
"فکر کردی راحتت میزارم؟؟کور خوندی زن*ی*ک*ه..دارم برات!"
ادامه دارد‌...
نظرتون با ارزش و محترمه اگر محترمانه بیان بشه
اگر فکر میکنید فیک مشکلی داره و من قوانینی رو نقض کردم اشکالی نداره میتونید تو کامنت و یا پی وی بنده بگید تا مشکل حل شه
دیدگاه ها (۳)

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

پارت ۳ساعت ۱۱ و ۴۹ دقیقه_جونگکوک:به محض زمین خوردنم بر خلاف ...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت² نامجون : ...

*نمیخاستم پارت بزارم ولی طی اتفاقاتی مجبور شدم بزارماون عکس،...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

#میکاپ_آرتیست_من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط