گزارش کردن فقط نشون دهنده ی عقده ی شماست دوست عزیز
گزارش کردن فقط نشون دهنده ی عقده ی شماست دوست عزیز!
چندپارتی:وقتی تو عمارتش کار میکردی و...pt¹
یه فنجون قهوه ی داغ،تنها چیزی بود که اون الان نیاز داشت.
هانا این رو خوب میدونست...یه فنجون قهوه ی داغ رو به همراه تخم مرغ های پخته شده گذاشت تو سینی..آروم سینی رو برداشت و به سمت اتاق رئیسش رفت...آروم در زد و منتظر جواب موند..بعد از دو ثانیه وقتی کلمه ی "بیا تو" رو شنید وارد شد...رئیسشو دید که پشت میزش نشسته و داره با لپ تاپش کار میکنه و عینک زده... معلوم بود که چقدر خستس و نیاز به استراحت داره...هانا زیر لب با صدایی اروم ولی قابل شنیدن گفت:"روز بخیر آقا!"
جونگ کوک خمیازه ای کشید و بعد گفت:"صبح بخیر"
سینی رو روی میز گذاشت..ولی وقتی که خواست اجازه بخواد که بره،یه لیوان قهوه ی دیگه روی میز دید..ظاهرا قهوه رو نخورده بود
آروم پرسید:"آقا.."
جونگ کوک سرشو بالا آورد و نگاهش کرد:"بله؟"
با کنجکاوی پرسید:"ظاهرا...یه قهوه دیگه روی میزتونه و یه خدمتکاردیکه براتون اورده بود..میتونم بپرسم چرا بازم خواستید براتون قهوه بیارم؟"
جونگ کوک چند ثانیه به اون قهوه ای که خدمتکار دیگه آورده بود نگاه کرد و بعدش گفت:"خب...وقتی خواستم بخورم سرد بود."
و بعد دستشو برد طرف قهوه ای که هانا ریخته بود و چند قلوپ ازش خورد:"میتونی بری..اون قهوه هم با خودت ببر"
هانا ادای احترام کرد و قهوه رو برداشت...فنجون قهوه داغ داغ بود!
ولی هانا دیگه خجالت کشید بپرسه که چرا قهوه رو نخورده...از اتاق بیرون اومد..داشت به سمت آشپز خونه میرفت که یهو پاش به چیزی گیر کرد و با کله افتاد زمین!
"اه دست پا چلفتی! زمینو کثیف کردی!"
قهوه از دستش افتاده بود و شکست...سرشو بالا اورد..بازم اون اومده بود اونجا!
"میرا؟؟"
صدای جونگ کوک رو شنید..میرا دختر عمه ی جونگ کوک بود که به طرز عجیبی با هانا مشکل داشت..دلیلش؟هیچوقت مشخص نبود!...میرا لبخند زد و گفت:"اوه جونگ کوک عزیزم!..نوکر دست و پا چلفتی نگاه چیکار کرد!"
رفت سمت جونگ کوک تا بغلش کنه ولی جونگ کوک پسش زد:"میرا!نوکر نه! خدمتکار! این بار دهمه که بهت میگم!"
"خب باشه حالا!"
هانا شروع کرد به جمع کردن خورده شیشه ها...هانا خول میدونست که میرا پاشو دراز کرده تا بیوفته زمین ولی چیزی نگفت...
چون نمیتونست بگه!
ادامه دارد....
نظرتون با ارزش و محترمه اگر محترمانه بیان بشه
اگر فکر میکنید فیک مشکلی داره و من قوانینی رو نقض کردم اشکالی نداره میتونید تو کامنت و یا پی وی بنده بگید تا مشکل حل شه
چندپارتی:وقتی تو عمارتش کار میکردی و...pt¹
یه فنجون قهوه ی داغ،تنها چیزی بود که اون الان نیاز داشت.
هانا این رو خوب میدونست...یه فنجون قهوه ی داغ رو به همراه تخم مرغ های پخته شده گذاشت تو سینی..آروم سینی رو برداشت و به سمت اتاق رئیسش رفت...آروم در زد و منتظر جواب موند..بعد از دو ثانیه وقتی کلمه ی "بیا تو" رو شنید وارد شد...رئیسشو دید که پشت میزش نشسته و داره با لپ تاپش کار میکنه و عینک زده... معلوم بود که چقدر خستس و نیاز به استراحت داره...هانا زیر لب با صدایی اروم ولی قابل شنیدن گفت:"روز بخیر آقا!"
جونگ کوک خمیازه ای کشید و بعد گفت:"صبح بخیر"
سینی رو روی میز گذاشت..ولی وقتی که خواست اجازه بخواد که بره،یه لیوان قهوه ی دیگه روی میز دید..ظاهرا قهوه رو نخورده بود
آروم پرسید:"آقا.."
جونگ کوک سرشو بالا آورد و نگاهش کرد:"بله؟"
با کنجکاوی پرسید:"ظاهرا...یه قهوه دیگه روی میزتونه و یه خدمتکاردیکه براتون اورده بود..میتونم بپرسم چرا بازم خواستید براتون قهوه بیارم؟"
جونگ کوک چند ثانیه به اون قهوه ای که خدمتکار دیگه آورده بود نگاه کرد و بعدش گفت:"خب...وقتی خواستم بخورم سرد بود."
و بعد دستشو برد طرف قهوه ای که هانا ریخته بود و چند قلوپ ازش خورد:"میتونی بری..اون قهوه هم با خودت ببر"
هانا ادای احترام کرد و قهوه رو برداشت...فنجون قهوه داغ داغ بود!
ولی هانا دیگه خجالت کشید بپرسه که چرا قهوه رو نخورده...از اتاق بیرون اومد..داشت به سمت آشپز خونه میرفت که یهو پاش به چیزی گیر کرد و با کله افتاد زمین!
"اه دست پا چلفتی! زمینو کثیف کردی!"
قهوه از دستش افتاده بود و شکست...سرشو بالا اورد..بازم اون اومده بود اونجا!
"میرا؟؟"
صدای جونگ کوک رو شنید..میرا دختر عمه ی جونگ کوک بود که به طرز عجیبی با هانا مشکل داشت..دلیلش؟هیچوقت مشخص نبود!...میرا لبخند زد و گفت:"اوه جونگ کوک عزیزم!..نوکر دست و پا چلفتی نگاه چیکار کرد!"
رفت سمت جونگ کوک تا بغلش کنه ولی جونگ کوک پسش زد:"میرا!نوکر نه! خدمتکار! این بار دهمه که بهت میگم!"
"خب باشه حالا!"
هانا شروع کرد به جمع کردن خورده شیشه ها...هانا خول میدونست که میرا پاشو دراز کرده تا بیوفته زمین ولی چیزی نگفت...
چون نمیتونست بگه!
ادامه دارد....
نظرتون با ارزش و محترمه اگر محترمانه بیان بشه
اگر فکر میکنید فیک مشکلی داره و من قوانینی رو نقض کردم اشکالی نداره میتونید تو کامنت و یا پی وی بنده بگید تا مشکل حل شه
- ۴۲.۹k
- ۲۴ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط