{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در روزگـارِ قحطی پرواز

در روزگـارِ قحطی پرواز
گاهی عطر شهادت
در کوچه پس کوچه های شهر می پیچد
فدائیــــان زینب
یکی پس از دیگــری،
جام شهادت را از دست مولایشان مینوشند
و نگـاهم بر قافله‌ی شهدا، خیره مانده
کـه چه آرام آرام از مقابلم میگذرند!
و من چه حیرانم در این کوچه ی سرگردانی...
کـــاش میشــد راهـی فرات و شد
وضو گرفت
بهـر شهادت...
دیدگاه ها (۱)

بعدشهداچه کردیم؟؟؟؟خداییش چقدرارزش گذاشتیم واحترام وحرمت خون...

یه موتور گازی داشت که هرروز صبح و عصر سوارش میشد و باش میومد...

بعضی‌ها میگن: آدم باید دلش پاک باشه! فقط همین؟! نباید دلِ پا...

ﻣﯽ ﺗﻮﻧﯽ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺭﻭ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ جوونشه؟ ﻧﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﺯ ﮐﻼﺱ ﺩ...

در روزگـارِ قحطی پرواز گاهی عطر شهادت در کوچه پس کوچه های شه...

در روزگـارِ قحطی پرواز گاهی عطر شهادت در کوچه پس کوچه های شه...

در روزگـارِ قحطـــی پروازگاهی عطر شهــــــادت در کوچه پس کوچ...

بـِسـم ِ ربـــــِّـ "الشــُّـهـدا ءِ " و الصِّـدیقیندر روزگـ...

در روزگـارِ قحطے پـــــروازگاهے عطر شـــــهادتدر ڪوچه پس ڪوچ...

در روزگـارِ قحطے پـــــروازگاهے عطر شـــــهادتدر ڪوچه پس ڪوچ...

در روزگـارِ قحطے پـــــروازگاهے عطر شـــــهادتدر ڪوچه پس ڪوچ...

بسم رب الشهداء والصدیقین در روزگـارِ قحطے پـــــروازگاهے عطر...

در روزگار قحطی پرواز، 🕊گاهی عطر شهادت در کوچه پس کوچه‌هایشهر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط