{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Love in the Multiverse

Love in the Multiverse⏳️🪬
Part³¹



پس از پایان جشن باشکوه عروسی، ا/ت و جونگ‌کوک، خسته اما سرشار از عشقی که گویی تازه شعله‌ور شده بود، وارد خانه‌ی مشترکشان شدند. سکوت خانه، که با عطر گل‌های باقی‌مانده از جشن و نور ملایم چراغ‌ها آمیخته بود، فضایی رمانتیک و صمیمی را ایجاد کرده بود.

پس از تعویض لباس‌ها و نوشیدن یک فنجان چای داغ در کنار هم، ا/ت احساس آرامش عمیقی داشت. او سرش را روی شانه‌ی جونگ‌کوک گذاشت و گفت: «خیلی خسته‌ام، ولی این خستگی شیرینه. انگار تازه اولِ یه قصه‌ی خوشبختی واقعیه.»

جونگ‌کوک لبخندی زد و گونه‌اش را بوسید. «آره، عشق من. قصه‌ی ما تازه شروع شده. و من نمی‌خوام هیچ لحظه‌اش رو از دست بدم.» او ناگهان با شیطنتی کودکانه در چشمانش، ا/ت را در آغوش گرفت و گفت: «راستی، فکر کنم یه راه خیلی خوب برای شروع این قصه‌ی خوشبختی وجود داره!»

ا/ت با کنجکاوی پرسید: «چه راهی؟»

جونگ‌کوک با لبخندی مرموز و کمی شیطنت‌آمیز گفت: «خب، امشب شب عروسی ماست. شاید بهترین شب برای… ساختن یه عضو جدید برای خانواده‌مون؟ همین الان؟» او چشمکی زد.

ا/ت ابتدا لبخندی زد، اما بعد با دیدن جدیت (و البته شیطنت) در چشمان جونگ‌کوک، با خنده گفت: «جونگ‌کوک! شوخی می‌کنی؟ الان؟»

جونگ‌کوک با لحنی که انگار جدی بود، گفت: «چرا که نه؟ ما عاشق همیم، یه خونه‌ی قشنگ داریم، دیگه چی می‌خوایم؟»

ا/ت، که حالا خودش هم شیطنتش گل کرده بود، با لبخندی بازیگوشانه گفت: «خب… اگه خیلی دلت می‌خواد، می‌تونیم انجامش بدیم. البته… با رعایت کامل پروتکل‌های امنیتی!» او با چشمکی اضافه کرد: «یعنی با همون… وسایل محافظتی که قبلاً در موردش حرف زدیم. نمی‌خوام همین امشب باردار بشم که! می‌خوام اولش فقط لذت ببریم و بعداً، وقتی کاملاً آماده بودیم، برای بچه‌دار شدن برنامه‌ریزی کنیم.»

چشمان جونگ‌کوک از تعجب و سپس از خوشحالی برق زد. او ا/ت را محکم‌تر در آغوش گرفت. «عشق من! تو فوق‌العاده‌ای! آره، عالیه! اول لذت، بعد برنامه‌ریزی. من پشتتم، عزیزم. همیشه.»

او ا/ت را بلند کرد و به سمت اتاق خوابشان برد، در حالی که هر دو با خنده و هیجان، برای اولین شب مشترکشان به عنوان زن و شوهر، آماده می‌شدند. شب، پر بود از عشق، شوخی‌های شیرین، و وعده‌ی آینده‌ای که با احتیاط و لذت، ساخته می‌شد.

----------------------------

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

Love in the Multiverse⏳️🪬Part³²صبح روز بعد، نور ملایم خورشید...

Love in the Multiverse⏳️🪬Part³³صبح با صدای دلنشین پرندگان و ...

Love in the Multiverse⏳️🪬Part³⁰فرایند برنامه‌ریزی عروسی، به ...

Love in the Multiverse⏳️🪬Part²⁹ساعت حوالی عصر بود که اولین م...

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

#p8:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره ا/ت شروع کرد به خواب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط