درخواستی از جیهوپ
درخواستی از جیهوپ
ات: من ات هستم و ۴سال هست که با جیهوپ ازدواج کردم
جیهوپ عاشق بچست ولی من دوست ندارم
جیهوپ: من جیهوپ هستم ۴ سال هست که با ات ازدواج کردم من بچه ها رو خیلی دوست دارم دلی ات ازشون متنفره
ات : جیهوپ
جیهوپ: بله سانشاینم
ات: من خوابم میاد میرم بخوابم شب بخیر
جیهوپ: باشه سانشاینم شب تو هم بخیر
ویو ات
نیم ساعتی میشه رو تخت دراز کشیدم ولی خوابم نمیبرد گرمم بود برای همین رفتم یه سو*تی*ین و یه شلوارک خیلی کوتاه بوشیدم ولی بازم خوابم نمیبرد که یهو جیهوپ اومد
جیهوپ: چرا هنوز بیداری
ات: خوابم نمیبره
جیهوپ: میخوای یه کاری کنم تا خوابت ببره
ات: ایییییم اره اره
جیهوپ: خب وایستا لباسم و عوض کنم بیام
خب بچه تسبیح هاتون و برداری داره شروع میشه
ویو ات
جیهوپ روم خیمه زد و لبام و میمکید و منم همراهیش میکردم
و بعد شروع مرد به دست سینه هام و..(روم نشد)
و بعد لختم کرد و همه جام رو میبوسید و گاز میگرفت و منم در حال ناله کردن
ویو صبح ات
از خواب بیدار شدم لبام میسوخت و بدنم درد میکرد و جیهوپ رفته بود کمپانی
رفتم داشتم برای خودم صبحانه آماده میکردم که یهو بالا اوردم تا ۳ روز این توری بودم
۳روز بعد
ساعت ۸:۴۵ شب
جیهوپ: ات عزیزم
ات :جانم
جیهوپ: آماده شو بریم دکتر
ات:باشه
ات و جیهوپ اماده شدن و رفتن دکتر و ات آزمایش داد
دکتر: باید ۲ روز صبر کنید تا جواب آزمایش بیاد
ات و جیهوپ: ممنون خدافظ
دکتر: خدا نگهدار
۲ روز بعد
جیهوپ رفت دکتر و جواب آزمایش و گرفت و رفت خونه
جیهوپ: من اومدم
ات: سلام عشقم خوش اومدی جواب آزمایش و گرفتی
جیهوپ: اره
ات:مرسی
ویو ات
رفتم تو اتاق و جواب و خوندم
چ..چ..چی نه نه نه این امکان نداره خدایاااااا حالا چیکار کنم
جیهوپ: چیشده سانشاینم
ات: هیچی تو به آرزوت رسیدی منم به بدبختی
جیهوپ: منظورت چیه اها بس حامله ای
ات : اره
ادامه دارد...
ات: من ات هستم و ۴سال هست که با جیهوپ ازدواج کردم
جیهوپ عاشق بچست ولی من دوست ندارم
جیهوپ: من جیهوپ هستم ۴ سال هست که با ات ازدواج کردم من بچه ها رو خیلی دوست دارم دلی ات ازشون متنفره
ات : جیهوپ
جیهوپ: بله سانشاینم
ات: من خوابم میاد میرم بخوابم شب بخیر
جیهوپ: باشه سانشاینم شب تو هم بخیر
ویو ات
نیم ساعتی میشه رو تخت دراز کشیدم ولی خوابم نمیبرد گرمم بود برای همین رفتم یه سو*تی*ین و یه شلوارک خیلی کوتاه بوشیدم ولی بازم خوابم نمیبرد که یهو جیهوپ اومد
جیهوپ: چرا هنوز بیداری
ات: خوابم نمیبره
جیهوپ: میخوای یه کاری کنم تا خوابت ببره
ات: ایییییم اره اره
جیهوپ: خب وایستا لباسم و عوض کنم بیام
خب بچه تسبیح هاتون و برداری داره شروع میشه
ویو ات
جیهوپ روم خیمه زد و لبام و میمکید و منم همراهیش میکردم
و بعد شروع مرد به دست سینه هام و..(روم نشد)
و بعد لختم کرد و همه جام رو میبوسید و گاز میگرفت و منم در حال ناله کردن
ویو صبح ات
از خواب بیدار شدم لبام میسوخت و بدنم درد میکرد و جیهوپ رفته بود کمپانی
رفتم داشتم برای خودم صبحانه آماده میکردم که یهو بالا اوردم تا ۳ روز این توری بودم
۳روز بعد
ساعت ۸:۴۵ شب
جیهوپ: ات عزیزم
ات :جانم
جیهوپ: آماده شو بریم دکتر
ات:باشه
ات و جیهوپ اماده شدن و رفتن دکتر و ات آزمایش داد
دکتر: باید ۲ روز صبر کنید تا جواب آزمایش بیاد
ات و جیهوپ: ممنون خدافظ
دکتر: خدا نگهدار
۲ روز بعد
جیهوپ رفت دکتر و جواب آزمایش و گرفت و رفت خونه
جیهوپ: من اومدم
ات: سلام عشقم خوش اومدی جواب آزمایش و گرفتی
جیهوپ: اره
ات:مرسی
ویو ات
رفتم تو اتاق و جواب و خوندم
چ..چ..چی نه نه نه این امکان نداره خدایاااااا حالا چیکار کنم
جیهوپ: چیشده سانشاینم
ات: هیچی تو به آرزوت رسیدی منم به بدبختی
جیهوپ: منظورت چیه اها بس حامله ای
ات : اره
ادامه دارد...
- ۷۲
- ۲۰ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط