به کوه
به کوه
به دشت
به بیایان
به باغ همسایه
به هر کجا قدم گذاشتم
یکی داشت
به عشق کسی ، چیزی، جایی، ارزویی سبزه ها را گره می زد
خدای من!!!
آدمها پر شده اند از گم کرده ها
کدام سیزده قرار است روزگار خالی ما بدر شود؟
نیکی فیروزکوهی
به دشت
به بیایان
به باغ همسایه
به هر کجا قدم گذاشتم
یکی داشت
به عشق کسی ، چیزی، جایی، ارزویی سبزه ها را گره می زد
خدای من!!!
آدمها پر شده اند از گم کرده ها
کدام سیزده قرار است روزگار خالی ما بدر شود؟
نیکی فیروزکوهی
- ۵۸۷
- ۱۴ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط