{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔶 🔷 حکایت طویله، بنزین و اینترنت!

🔶 🔷 حکایت طویله، بنزین و اینترنت!

گویند فقیری ناله و استمداد همی کرد که من باچند بچه در یک اتاق کوچک چگونه زندگی کنم؟

حکیمی گفت: من مشکلت را حل می کنم
امشب آن بز و گوسفند و گاوت را ببر پیش خودتان و فردا بیا پیش من.

فقیر همین کار را کرد و تا صبح اهل خانه بصورت سرپایی یا نشسته، بیدار ماندند چون جای خواب نبود. فقیر پیش حکیم رفت و ناله کرد.

مشاور گفت: امشب آن سه حیوان را برگردان به طویله.

فقیر همان کار را کرد و صبح با خوشحالی پیش حکیم رفت و گفت: واقعاً خدا عمرت دهد! خداوند بهشت را ارزانی ات کند. زندگی ام از این رو به آن رو شد. الآن راحت می توان با چند فرزند در آن اتاق زندگی کنم بدون آن که حیوانات مزاحم باشند.

حال حکایت ما از این هم بدتر شد. دنبال حل بحران سه برابری شدن قیمت بنزین بودیم که اینترنت به مدت یک هفته قطع شد. حال از فرط خوشحالی نمی دانیم چه کنیم بخاطر وصل شدن مجدد اینترنت؟
درحالی که قیمت بنزین همان سه هزار تومان ماند!
دیدگاه ها (۱)

🎁 دوستان عزیز طرح رایگان اینترنت جبرانی با شماره گیری #۹۸*بد...

📌 یکی دیگر از مضرات #لباس_های_تنگ🔰 افزایش تعریق و بوی بد 🔰...

در سمیناری به حضار گفته شد اسم خود را روی بادکنکی بنویسید.هم...

حکایت جالب !فردی در پیش حکیمی از فقر خود شکایت می ‏کرد و سخت...

جونگکوک گفت:_ پسر دوم... دو هیون. به معنی آینده درخشان.ات اش...

مهتاب قرمزپارت دومصدای بسته شدن درِ بزرگ خانه هنوز در گوش مو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط