{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part5

part5

رسیدبم خونه و منم اصلا حا خوبی نداشتم و پریود بودم
اناـــ ها توضیح بده اقای جعون
کوکـــ... ببین دخترم ماـ..
) ا.ت حرفشو قط کرد

ا. تــــ. ببین انا الان نمیدونم چجوری بگم بابات منو دزدید و اهم اهم کردیم بعد اون میگفت عاشقتم و اینا بعد من اول ازش متنفر بودم ولی یهو بهش حس پیدا کردم ببخشید اما الان فک کنم من... م.. ن ماد. رتم(گریهههه)
اناــ عه عه اشکال نداره تروخدا گریه نکن من تحمل اشک های مامانمو ندارم
ا. ت: 😳چی ها چی شد م. ام.. ان
کوک(تو شوک)

اناــ بابا ببین من اصلا نمبتونم تحمل کنم کاش به زره با منم در میون میزاشتی الان من نمیتونم اشک های دوستم یا مامانمو تحمل کنم

کوک.... ـ: اممم ببخشبد تما من خیلی مامانتو دوسدارم ببخشید
انا: خدارو شکر من صبورم ولی تا الان به خاک رفته بودین
ا. ت: بز صبور مامانش(خنده)
انا: اگه مامانم نبودی یه چیزی بارت میکردما 😂😂فقط لطفا صدای ناله های مادرم کم باشه پدر جان

کوک و ا. ت: ای شیطون (خنده و لپ سرخ)

لی لی لی تموم (میدونم بیخود تموم شد ولی رمان بعدی رو جبران میکنم
دیدگاه ها (۰)

سناریو هانما پارت اخر

تکپارتی (درخواستی)هوا سنگین بود.ا/ت کنار پنجره ایستاده بود و...

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

تکپارتی جونگ کوک

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

سناریو مایکی پارت۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط