{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه ساعت پیش دختر خالم زنگ زد ، منم با ذوووووق پریدم رو گو

یه ساعت پیش دختر خالم زنگ زد ، منم با ذوووووق پریدم رو گوشی و جواب دادم گفتم جانم...

میگه چرا adsl من نمیره تو اینترنت...

میگم کدوم چراغا روشنه...؟

میگه لوستر تو حال با چراغ آشپزخونه...

(خدایا توبه... :-| )
دیدگاه ها (۳)

رمان سوم پارت یازدهمبسی هنتای 😈࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>>...

پارت ۸ رمان. (ازدواج اجباری) داشتم میرفتم سمت خونه که تلفنم...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

ستاره ی من(پارت۵)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_12_آشنا میشی باهاش!خمیازه ای...

وقتی میاریش ایران و با پسر عمو هات گرم میگیری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط