رمان زیبا تر از الماس
رمان زیبا تر از الماس
پارت ۶۶
ارسلان: عهههه چه بی سر و صدا اصلا به ما هیچی نمیگیا
محراب: تو عقد کردی یه من گفتی
رضا: چیشده
محراب:آقا ارسلان عقد کرده
رضا: به به مبارکه اصلا ما رو خار گلم حساب نمیکنید
ارسلان: حرف نزن تو زن گرفتی عروسی گرفتی به من نگفتی
رضا و محراب: دست پیش و میگیری پس نیوفتی
ارسلان: من تسلیمم
دیانا: داشتم به مکالمه اینا گوش میدادم که رضا گفت
رضا: محراب زنت ایشونه
ارسلان: عهه زنه منه
رضا: ارسلان از این سلیقه ها نداشت سلام خانم زیبا
دیانا: سلام
رضا: خوبی شما
دیانا: بله
رضا: دختر بله ماله سر سفره عقده
دیانا: آروم خندیدم
پارت ۶۶
ارسلان: عهههه چه بی سر و صدا اصلا به ما هیچی نمیگیا
محراب: تو عقد کردی یه من گفتی
رضا: چیشده
محراب:آقا ارسلان عقد کرده
رضا: به به مبارکه اصلا ما رو خار گلم حساب نمیکنید
ارسلان: حرف نزن تو زن گرفتی عروسی گرفتی به من نگفتی
رضا و محراب: دست پیش و میگیری پس نیوفتی
ارسلان: من تسلیمم
دیانا: داشتم به مکالمه اینا گوش میدادم که رضا گفت
رضا: محراب زنت ایشونه
ارسلان: عهه زنه منه
رضا: ارسلان از این سلیقه ها نداشت سلام خانم زیبا
دیانا: سلام
رضا: خوبی شما
دیانا: بله
رضا: دختر بله ماله سر سفره عقده
دیانا: آروم خندیدم
- ۴.۲k
- ۱۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط