{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان زیبا تر از الماس

رمان زیبا تر از الماس

پارت ۶۵

ارسلان: تو اینجایی

... :پس چی انتظار داشتی نیام

ارسلان: چقدر دلم برات تنگ شده بود

....:منم

محراب: عه چطوری رضا کی اومدی

( فقط اون نفری که حرص خورد)

رضا: همین امروز پانیذ بهم گفت مراسم داری مبارکه

محراب:فدات شم

ارسلان: چی مبارکه

محراب: من

رضا: محراب خان داره زن میگیره
دیدگاه ها (۳)

رمان زیبا تر از الماس پارت ۶۶ارسلان: عهههه چه بی سر و صدا اص...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۶۷ارسلان: زنمو اذیت نکن رضا:ببر ص...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۶۴دیانا: برای ارسلان و دوستش هم ن...

رمان زیبا تر از الماس پارت ۶۳دیانا: من برم نوشیدنی بخورم ارس...

شماره ۷ ازمایشگاهفصل ۳ پارت نمی‌دونم چندخلاصه یکم بازی کردن ...

پیمان نقره ای

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط