یک تابستان صد خاطره

یک تابستان صد خاطره🌸✨


صبح روز پارتی

ا. ت:اخ کمرم
اونا:ا.ت
ا. ت:بله
اوما:همین الان یه پسر جذاب اومد گفت اینو بده به ا.ت
ا. ت:ها تهیونگ
اوما:اها اره ههه دوست پسرته
ا. ت:نهه
اوما:عه
ا.ت:هوف امروز چند شنبس
اوما:یکشنبه
ا. ت:جیغ امشب پارتیهه لباس ندارم
اوما:تو این پاکت چیه
ا. ت:بزار ببینم
اوما:این لباس چقدر قشنگه
ا. ت:این برنده دیورههه
اوما:خیلی گرونه باید بفروشیمش
ا. ت:نه مامان این هدیس
اوما:باشه تویم
ا. ت:چرا اینو واسم گرفته اخه اه ولش کن باید برم
رزا:سلام خالهه
اوما:شما
ا. ت:رزااا
اوما:عه این همون بستیته که تعریفشو میکردی
رزا:خاله اومدم که بگم واستون غذا اوردم این کت و شلوارم واسه شوگا
اوما:خب شوگا واست چیزی نخریده
ا. ت:مامان لباس خودم بش بدم
اوما:نهه
اوما:اهم بیا تو بشین دخترمم
شوگا میاد خونه:عه رزاا
رزا:شوگا لباس خریدی
شوگا:میخرم واست
رزا:مرسی
شوگا میره تو اتاقش و به جیمین زنگ میزنه
جیمین:بله
شوگا:جیمین میشه پول قرز بگیرم
جیمین:چقد
شوگا1۰۰۰۰وون
جیمین:هااا
جیمین:لطفا
جیمین:اوکی میریزم
شوگا:مرسییی

شوگا: خب رزا پاشو بریم
رزا:کجا
شوگا:بت میگم
رزا:خدافظ اوما خدافظ ا. ت
باهم:خدافظ

اوما:شوگا روانیه
ا. ت:فک کنم

شب توی پارتی
لباس ا. ت اسلاید دوم
تهیونگ:اوه قشنگم چه خوشگل شدی
ا. ت:اروم تر پیش برووو
تهیونگ:اه قلبم
جونگ کوک:شما باهمین
تهیونگ:اره
ا. ت:نه
تهیونگ:دوستمه نیاز نیست قایمش کنیم
جونگ کوک :اها
رزا:ا.ت بیا بریم برقصیم
ا. ت:باشه
وسط رقص قریبه میاد
میگه:اوه چه کمری
تهیونگ:میبینتش و میزنه لهش میکنه
تهیونگ:یبار دیگه به دوست دخترم نزدیک بشیا
ا. ت:تهیونگ خوبی
تهیونگ:اره بیا بریم درمونگاه
ا. ت:چرا بخاطر من اینکار کردی
تهیونگ:ا.ت
ا. ت:جانم
تهیونگ: من دوس( تلفن ا. ت زنگ میخوره)
ا. ت:ببخشید
تهیونگ :جواب بده
بعد صحبت
ا.ت:خب چی گفتی
تهیونگ:یادم رفت
ا. ت:بهتری
تهیونگ:اره
ا. ت :بیا برگردیم

رزا:چی شد
ا. ت؛ هیچی سری سوجو بده که میخام مست شم
رزا:اووووو
ا. ت:بیا به این شناسنامه فیکم
رزا:باشه



بعد پارتی
رزا:من شوگا میریم هتل
بیان:منو، جیمین میرسونه
تهیونگ:ا.ت خوبی
ا. ت:من مست نیستم
تهیونگ: اصلا
تهیونگ :منم با ا. ت میرم
کوک:منم
دوست دختر کوک ریان :کوکی
کوک:منم با ریان
همه :اوکی میبینیمتون


تو ماشین

تهیونگ:ا.ت مطی اوکی
ا. ت:اره
تهیونگ:بلع
ا. ت:تو واقعی نیستی دیگه اگه نیستی بیا بت یچیزی بگم من از خیلی خوشم میاد دوست دارم دوباره دور کمرم بگیری و بم نزدیک شی
تهیونگ؛ مطی امشب بعدا یادت میفته
ا. ت:اره
تهیونگ:لبش میزاره رو لب ات و......





اخر پارت
شرط نداره
بوس بایی
دیدگاه ها (۰)

عشق خون اشامپارت 7ا. ت:جیهوپ جات راحتهجیهوپ :او ببخشیدپا میش...

باورم نمیشه 200 تایی شدیم بریم تا 1kدوستون دارم قلبام

یه تابستان صد خاطره🌸✨مدرسها. ت:بلاخره لباس فرم گرفتیم ( اسلا...

قسمت اول🌸✨بیو ا. ت: خب شاید زندگی داره بم سخت میگیره شاید نب...

خوب بچه ها می خوام یه فیک مافیایی از جونگ کوک بزارم ژانر: ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط