{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part ⁴

ویو لیلی

داد زدم

+ خودش بهم گفت منو ببر زود باش !

بادیگارده هیچی نگفتو رفت سوار ماشین شد رفتمو سریع پشت نشستم کلا گریه میکردمو هق هق میکردم شیشه ماشینو دادم پایین وقتی باد بهم خورد صورتم سوخت جای اشک هام داشت میسوخت ...بعد چند دقیقه رسید که زود درو باز کردم و در اومدم و رفتم تو قبرستون بادیگارده جای قبرو بهم گفته بود رفتم باید با چشمای خودم میدیدم و باورم میشد با چیزی که دیدم بدتر زدم زیر گریه و رو زانو هام افتادم

+ وی.ویکتوریااا ابجی چ.چرا باهام این کارو کردی چرا تنهام گذاشتی من جواب دوست پسرتو چی بدم چجوری بهش بگم مردی!! چرا تنهام گذاشتی هاااا ( داد و گریه شدید )

... چند مین گذشت همینجوری نشسته بودم و به اسمش زل زده بودم گریم بند اومده بود انقار اشک هام خشک شده بود باید بفهمم چرا ویکتوریا مرده باید اینو بفهمم اگه زندگی میخواد این روشو بهم نشون بده منم با یه روی دیگه جلوش وایمیستم بلند شدم و رفتم سوار ماشین شدم ...بادیگارد منو رسوند با عصبانیت و جدی رفتم تو عمارت خدمت کارا کار میکردن وقتی من رفتم تو همشون بهم نگاه کردن بهشون توجه نکردمو با سرعت به تبقه بالا قدم برداشتم رسیدم جلو اتاق کارش وایساده بودم دستام مشت شده بود میخواستم برم تو که ...

؟؟؟ : میخوای بدونی چه اتفاقی افتاده ؟! ....


خب خوشگلا 🍓 اینم از پارت 4 امیدوارم خوشتون بیاد و بریم برای شروع شرطا لطفا حمایتم کنید ممنونم 🎀🥰🥺😍

شرطا این پارت با پارت قبل

لایک : 6
کامنت : 8
بازنشر : 3

شرطا خیلی کمه ممنون میشم برسونید که قراره ادامش هیجان انگیز و جذاب بشه 🎀🍓

خیلی دوستون دارم خوشگلای من 🍓🍓


《 jeon.Nila 》
دیدگاه ها (۵)

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و... p18ات. تو.... تو اونو ک...

پارت۲

★𝓒𝓐𝓛𝓛 𝓜𝓨 𝓓𝓐𝓓𝓨 ★𝒑𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟐ویو آنیا منتظر بودم که دیدم کوک با پاس...

کپشننننن🎀😭عروسک من😈🔞پارت سی و دو اونقدر گریه کرده بودم که چش...

محو زیبایی او پارت ۳۱ویو رزا دستگیره رو کشیدم و در باز شد رو...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

روباه کوچولوی من پارت دو 😣꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚@ویو دازای داشت گر...

چند پارتیــــــــــ🖤✈️🖤ـــــــــوقتی که مجبوره بره سفر کاریـ...

★彡   Part 64 彡★ چون من عاشق بودم!عاشق کیم تهیونگ.عاشق کسی که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط