{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب ها که آسوده در خواب خوش هستی

شب ها که آسوده در خواب خوش هستی
با خاطراتِ تو ؛ من در کلنجارم

از من‌گریزان است یک خوابِ رویایی
تا هست در ذهنم ؛ آن خاطراتِ تو

تنها نمیگذراند من را به حالِ خویش
بَه چه وفادارَند ؛ این خاطراتِ تو

دیگر بس است اندوه ؛ خواهَم که بُگریزم
از این همه تشویش ؛ از خاطراتِ تو

یک روز من از این شهر ؛ پَر میزنََم میرَم
میرم به شهری که ؛ نیست خاطراتِ تو

راحَت شَوَم روزی ؛ از غصّه و اندوه
آتش زَنَم من بر ؛ آن‌خاطراتِ تو
دیدگاه ها (۵)

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

واقعیتِ تلخ این است: من دیگر حوصله‌ی دوست داشته شدن ندارم. ن...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش اول_گاهی او را خندانده ام...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهشتم: چاقویی که نرسید---آن شب.در جنگ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌« برائ او. » ‌ دلم برایت تنگ ...

✦ اولین گناه ✦فصل هشتم: صبحی که هیچ‌کس انتظارش را نداشت---نی...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط