{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ات و شوتو پارت

ا~ت و شوتو پارت ۳۸
چندین ساعت بعد.....
_ میگویم چرا برای نجات من امدید؟
_ چون تو برای ما باارزش هستی.
_ولی.........
_تموم کنید...... انگار کسی دنبال شما است.
_چی؟.........
در همین لحظه سقف ماشین می افتد زمین
_این..... این دیگه چی بود؟.......
_ اون.......... غلامه
باد موهای همه را تکان میداد شوتو و ا~ت به پشت سرشان چشم دوخته بودند. ا~ت دستانش را جلوی صورتش میگذارد و بعد دستانش را پایین می اورد.
_میدونستم میدونستم الان بهترین موقعیت است برید.
_ها......... برویم منظورت چیست ما این همه.......
_ میتونم ببینم که رومئو و جولیت همدیگه را پیدا کردن.
_پدر از ماشین خارج شوید.
همه از ماشین در حال حرکت به پایین پریدند. ا~ت با دست راستش دست چپش را گرفته
_ا~ت حالت خوبه؟
_اره اره....... تو چی؟
ناگهان ماه از پشت ابر ها کنار میرود و کمی هوا روشن تر میشود. ا~ت دستش را از روی دست دیگریش بر میدارد.
_ اهههههه چه صحنه ی رمانتیکی
بووومممممم...........ماشین ترکید........
_ولی انگار من نقش منفی ام درسته
_ توی.............
_بقیه را ول کن مگر من را نمیخواستی .
_اهههه ا~ت عزیزم من..... درست است فقط تو را می خواهم ولی باید برای بدست اوردن قلبت کسی که قلبت را دزدی ده را بکشم .
_بچه ها فرار کنید من و اندوار از کوسه ها...... کار نمیکنه.
دیدگاه ها (۲)

ا~ت و شوتو پارت ۳۹_هاهاهاهاهاها ............فرار!؟ چگونه میخ...

۳۰۰ تایی شدم پشمامممنون نننننن از همتون برگام ریخته عهههه حا...

ا~ت و شوتو پارت ۳۷_بروید.شوتو ا~ت را روی شانه اش میگذارد. _پ...

ا~ت و شوتو پارت ۳۶_شوتو از تو خواهش .......... _ا~ت پسر من ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط