{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل یک جنگل پاییزی سرما خورده

مثل یک جنگل پاییزی سرما خورده
شده‌ام بی‌رمق و غم‌زده و تا خورده
اخم کن، زخم بزن، تلخ بگو، سر بشکن
قالی آن گاه عزیز است که شد پا خورده
ماهی کوچک اگر دل نسپارد چه کند؟
بس که آب و نمک از سفره‌ی دریا خورده
عشق، داغ است و دوای تن سرد من و تو
دور آتش بنشینیم دو سرما خورده؟
برسانید به یوسف که سرافراز شدی
هر چه سنگ است به بیچاره زلیخا خورده
برسانید از او صرف نظر خواهم کرد
نرساند اگر از آن لب حلوا خورده..
دیدگاه ها (۱۸۵)

ﺭﻓﺘﯽ و از رفتنت با من هوا ﻫﻢ گریه کردشهر ﺧﺎﻟﯽ شد دل این ﮐﻮﭼﻪ...

آمدم سر بزنم شعر بخوانم برومآنقدر دلزده هستم که نمانم برومبه...

پیراهن آغوش غم را تن نمی گیرم یخ می زنم در این هوا اما نمی م...

با سرانگشت کشیدم به دلش عکس تو راعکس زیباے تو را سیر تماشا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط