پیراهن آغوش غم را تن نمی گیرم
پیراهن آغوش غم را تن نمی گیرم
یخ می زنم در این هوا اما نمی میرم
طوفان بیاید یا نیاید من نمی ترسم!
چون بید ، مجنونم ولی اصلا نمی لرزم
از شرق تا غرب جهانم راه بسیار است
تا میکنم این نقشه را هر چند دشوار است
از تیزی دندان گرگ شب هراسی نیست
پیروز می گردم اگرچه برگ آسی نیست
لبریز تر کن کاسه را ای صبر من هستم!
تاقطره های آخر خونم کمر بستم
باید همین بن بست را راهی شوم همدرد
پروانگی را از قفس آغاز باید کرد!!
یخ می زنم در این هوا اما نمی میرم
طوفان بیاید یا نیاید من نمی ترسم!
چون بید ، مجنونم ولی اصلا نمی لرزم
از شرق تا غرب جهانم راه بسیار است
تا میکنم این نقشه را هر چند دشوار است
از تیزی دندان گرگ شب هراسی نیست
پیروز می گردم اگرچه برگ آسی نیست
لبریز تر کن کاسه را ای صبر من هستم!
تاقطره های آخر خونم کمر بستم
باید همین بن بست را راهی شوم همدرد
پروانگی را از قفس آغاز باید کرد!!
- ۱.۴k
- ۰۸ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط