{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از اینکه ،

بعد از اینکه ،
از خیانت هاے تو ،
بو برده ام
درب و داغان؟ نه ! ...
فقط ناراحت و آزرده ام
گاهگاهےمے نشینم ،
بےصدا ،
در گوشه اے
طبق تشخیص مشاورها ،
کمےافسرده ام
گاه
از یک درد مبهم ،
پشت بازوےچپم
سخت مے نالم ، ...
شبیه اینکه خنجر خورده ام
فصل تابستان شده ! ...
اصلا حواسم جمع نیست
روزها را ،
شصت روزے مے شود ،
نشمرده ام !
مطمئنم گفته بودے :
با توام ،
تا روز مرگ
من فقط شک مے کنم گاهے ...
مبادا مرده ام ؟
آے،
دکترجان ،
کجایے؟
باز هم پرونده ها را ،
جابجا آورده ام....
دیدگاه ها (۱)

دوریو نزدیک به من!یک شب بر جغرافیاپا میگذارمو عاشقانه بغلم ...

اختراع تلفن بزرگــــــــــتریڹ خیانت بہ بشریت بود...خداحافظی...

یک روز تو را خواهم دزدیدپاے همه چیزش هم مے ایستماصلاً گروگان...

مرا تو بی سببی نیستیبه راستیصلت کدام قصیده ایای غزل؟ستاره با...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

بالاتر از اتمسفر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط