اینها کاری دارند و هدفی دارند و این است که مشغول نمی شوند و سرگرم نمی شوند. سرگرمی ها برای بی کاره هاست. بازی ها برای آواره هاست و آنها که جایی دارند و آنها که کاری دارند و آنها که به مهمانی دعوت شده اند و لباس ضیافت پوشیده اند، دیگر با توپ ها و بازیچه ها، کاری ندارند. اینها نه بازیگرند و نه بازیچه و نه تماشاچی. اینها رهرو هستند و به تحرک ها رسیده اند و از تنوع ها گذشته اند. ایت ها راه را می بینند و وقت کم را می بینند و این است که شب و روز می کوشند و آرام ندارند. این است که همه ی خوردن و خوابیدن و حرکت های بی حاصل شان باید حاصلخیز بشود و بار بیاورد. هیچ دیده اید که کسی خانه ای بزرگ ساخته باشد و در قرض مانده باشد، چگونه روز و شب می دود و چگونه حتی در مهمانی هایش در جست و جوی کار خویش است. انسان بی نهایت سرمایه دارد و بی نهایت راه دارد و فقط هفتاد سال وقت برای تجارت ، آنهم، نصفش خوراک و پوشاک و مسکن و نصفش مقدمات اینها، وای به روزی که بقیه اش هم بشود، صرف نمایش دادن اینها که دیگر سرمایه ها از دست رفته اند یا راکد مانده اند و احتکار شده اند و یا از دست رفته اند و زیان شده اند.
استاد صفایی حائری
گزیده ای از کتاب رشد
https://wisgoon.com/pin/30385521/
https://wisgoon.com/pin/30365566/
دیدگاه ها (۱۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.