مافیای من
مافیای من
Part:۱۷.
ا.ت:اینا چرا اینهمه زیادن فکر کرده من واقعا اینجا میمونم
من دوستش دارم ولی نمی تونم باهاش باشم
وسایلمو لباسارو جمع و جور کردم که یکی اومد داخل
اجوما:سلام دخترم
ا.ت: سلام..
اجوما:اجوما صدام کن دخترم
ا.ت:باشه کاری داشتید
اجوما:آره اومدم برای شام صداتون کنم
ا.ت:اها باشه
اجوما:راستی قبل رفتن باید قوانینو براتون بگم
ا.ت:آخه اینجا قانونم داره
اجوما:بله خانم
ا.ت:خیل خب بفرمایید
اجوما:۱بدون اجازه از ارباب بیرون نمی رید اگر هم بیرون رفتیم باید یا با ارباب یا با یه بادیگارد برین
۲رو حرف ارباب حرف نمیزنین و هرچی گفتن میگین چشم
۳بدون اجازه وارد اتاق ارباب نمی شید
ا.ت:هه اون منو دزدیده بعد همچین قوانینی هم برام میزاره
اجوما:بله خوب بهتره به حرفاشون گوش کنید و عصبیشون نکنید
ا.ت:خیل خب
برام مهم نیست چون من قرار نیست اینجا بمونم با اجوما رفتم پایین که کوک سر میز بود
«کوک»
سر میز منتظر ا.ت بودم که با اجوما اومد پایین چطور اینهمه خوشگله موها و چشمای مشکی پوست سفید لبای پرو صورتی
لعنتی دیوونم میکنه
کوک:اومدی لیدی
ا.ت:آره و اینکه منو لیدی صدا نکن
کوک:و اگه صدا کنم چی میشه
ا.ت:هیچ فقط صدا نکن خوشم نمیادد
کوک:باشه لیدی بیا بشین
ا.ت:م.. عجب آدمی هستی
کوک:همینی که هست
اومد نشست روبه روم که شروع کردیم به خوردن
«ویو بعد شام»
رفتم نشستم روی کاناپه که ا.ت هم اومد و
ا.ت:چرا اینهمه وسیله برام گرفتی من که به هر حال اینجا نمی مونم
کوک:ا.ت بهت گفتم میمونی یعنی میمونی
ا.ت: من چرا باید خونه ی یه مافیا بمونم .. من اینجا نمی مونم
کوک:ا.ت تو اینجا میمونی چون برای منی الان هم حرف اضافه نزنو بشین سر جات •حرصی
ا.ت :من برای تو نیستم کوک
کوک:ا.تتت •عصبی
ا.ت:من گفتم میرم پس میرم
کوک:ا.تت رو عصاب من نرو یا نه برات بعد میشه
ا.ت:مثلاً میخوای چیکار کنی ها میخوای بکشیم آقای مافیا
کوک:ا.تتت •با دادو عصبانیت
ا.ت:....
کوک:برو تو اتاقت
ا.ت:من پامو توی اون اتاق نمی زارم آقای جئون
کوک:ا.تت داری میری رو عصابم حرف اضافی نزن و برو تو اتاقت
ا.ت:اوفففف
برگشت داشت میرفت رفتم نشستم که با شکستن چیزی تو سرم افتادم زمین و
وقتی سرمو آوردم بالا ا.ت داشت فرار میکرد خواستم برم دنبالش که سرم گیج رفت و تاریکی
لایک و کامنت یادتون نره کیوتام 💜♥️
Part:۱۷.
ا.ت:اینا چرا اینهمه زیادن فکر کرده من واقعا اینجا میمونم
من دوستش دارم ولی نمی تونم باهاش باشم
وسایلمو لباسارو جمع و جور کردم که یکی اومد داخل
اجوما:سلام دخترم
ا.ت: سلام..
اجوما:اجوما صدام کن دخترم
ا.ت:باشه کاری داشتید
اجوما:آره اومدم برای شام صداتون کنم
ا.ت:اها باشه
اجوما:راستی قبل رفتن باید قوانینو براتون بگم
ا.ت:آخه اینجا قانونم داره
اجوما:بله خانم
ا.ت:خیل خب بفرمایید
اجوما:۱بدون اجازه از ارباب بیرون نمی رید اگر هم بیرون رفتیم باید یا با ارباب یا با یه بادیگارد برین
۲رو حرف ارباب حرف نمیزنین و هرچی گفتن میگین چشم
۳بدون اجازه وارد اتاق ارباب نمی شید
ا.ت:هه اون منو دزدیده بعد همچین قوانینی هم برام میزاره
اجوما:بله خوب بهتره به حرفاشون گوش کنید و عصبیشون نکنید
ا.ت:خیل خب
برام مهم نیست چون من قرار نیست اینجا بمونم با اجوما رفتم پایین که کوک سر میز بود
«کوک»
سر میز منتظر ا.ت بودم که با اجوما اومد پایین چطور اینهمه خوشگله موها و چشمای مشکی پوست سفید لبای پرو صورتی
لعنتی دیوونم میکنه
کوک:اومدی لیدی
ا.ت:آره و اینکه منو لیدی صدا نکن
کوک:و اگه صدا کنم چی میشه
ا.ت:هیچ فقط صدا نکن خوشم نمیادد
کوک:باشه لیدی بیا بشین
ا.ت:م.. عجب آدمی هستی
کوک:همینی که هست
اومد نشست روبه روم که شروع کردیم به خوردن
«ویو بعد شام»
رفتم نشستم روی کاناپه که ا.ت هم اومد و
ا.ت:چرا اینهمه وسیله برام گرفتی من که به هر حال اینجا نمی مونم
کوک:ا.ت بهت گفتم میمونی یعنی میمونی
ا.ت: من چرا باید خونه ی یه مافیا بمونم .. من اینجا نمی مونم
کوک:ا.ت تو اینجا میمونی چون برای منی الان هم حرف اضافه نزنو بشین سر جات •حرصی
ا.ت :من برای تو نیستم کوک
کوک:ا.تتت •عصبی
ا.ت:من گفتم میرم پس میرم
کوک:ا.تت رو عصاب من نرو یا نه برات بعد میشه
ا.ت:مثلاً میخوای چیکار کنی ها میخوای بکشیم آقای مافیا
کوک:ا.تتت •با دادو عصبانیت
ا.ت:....
کوک:برو تو اتاقت
ا.ت:من پامو توی اون اتاق نمی زارم آقای جئون
کوک:ا.تت داری میری رو عصابم حرف اضافی نزن و برو تو اتاقت
ا.ت:اوفففف
برگشت داشت میرفت رفتم نشستم که با شکستن چیزی تو سرم افتادم زمین و
وقتی سرمو آوردم بالا ا.ت داشت فرار میکرد خواستم برم دنبالش که سرم گیج رفت و تاریکی
لایک و کامنت یادتون نره کیوتام 💜♥️
- ۵.۸k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط