مافیای من
مافیای من
part:15.
وقتی چشامو باز کردم توی یه اتاق ناشناس بودم ترسیده بودم رفتم سمت در دستگیره رو کشیدم
پایین ولی در قفل بود که شروع کردم به در زدن
ا.ت:کسی نیست این درو باز کنین چی از جونم می خواین این در کوفتی رو باز کنید«با صدای بلند»
که صدای چرخوندن کلید توی در اومد و.............
«لیا»
این ا.ت کجا موند الان ۹شبه نگرانش شدم برداشتم بهش زنگ زدم جواب نداد یه چند بار زنگ زدم که پیام داد
پیام:اونی نگران من نباش بعداً بهت زنگ میزنم
لیا :یعنی چی کجایی ا.ت
پیام:اونی بعداً بهت میگم
لیا:باشه
این دختر چشه کجاست نکنه دزدیدنش ترسیدم لباسمو پوشیدم و رفتم اداره پلیس
پلیس۱:بفرمایید خانم مشکلی پیش اومده
لیا:بله راستش دوستم از صبح خبری ازش نیست
پلیس۲:چند ساعتی که خبری ازش ندارید
لیا :امم حدود ۹ساعت
پلیس۱:متاسفام خانم تا قبل ۲۴ساعت نمی تونیم ترمیم کنیم
پلیس۲:بله خانم دوستتون چند سالشه
لیا:۲۲
پلیس۱:خب خانم دوستتون یه آدم بالغه حتما جایی رفته مثلاً خونه یکی از دوستای قدیمی با آشنایی چیزی
لیا:خیل خب ببخشید وقتتونو گرفتم خدا نگهدار
پلیس ۱.۲:خدا نگهدار
ولی ا.ت بی خبر از من جایی نمیره آخه کجایی ا.تتت
«ا.ت»
در که باز شد دوتا مرد گنده اومدن داخل یا خدا اینا چرا اینهمه گندن
بادیگارد۱:مشکلی پیش اومده خانم
ا.ت:اینجا کجاست من چرا اینجام
بادیگارد ۲:اینجا خونه ی ارباب دلیل اینجا بودنتونو فقط ارباب میدونه
ا.ت:ارباب کیه اصلا برو اونور میخوام برم
بادیگارد۱:شما نمی تونید از امارت برین بیرون
ا.ت:یعنی چی کی گفته نمی تونم برم بیرون
بادیگارد ۲:ارباب گ
بادیگارد ۳:ارباب اومدن
لایک و کامنت یادتون نره عشقولیا 🥰❤️
part:15.
وقتی چشامو باز کردم توی یه اتاق ناشناس بودم ترسیده بودم رفتم سمت در دستگیره رو کشیدم
پایین ولی در قفل بود که شروع کردم به در زدن
ا.ت:کسی نیست این درو باز کنین چی از جونم می خواین این در کوفتی رو باز کنید«با صدای بلند»
که صدای چرخوندن کلید توی در اومد و.............
«لیا»
این ا.ت کجا موند الان ۹شبه نگرانش شدم برداشتم بهش زنگ زدم جواب نداد یه چند بار زنگ زدم که پیام داد
پیام:اونی نگران من نباش بعداً بهت زنگ میزنم
لیا :یعنی چی کجایی ا.ت
پیام:اونی بعداً بهت میگم
لیا:باشه
این دختر چشه کجاست نکنه دزدیدنش ترسیدم لباسمو پوشیدم و رفتم اداره پلیس
پلیس۱:بفرمایید خانم مشکلی پیش اومده
لیا:بله راستش دوستم از صبح خبری ازش نیست
پلیس۲:چند ساعتی که خبری ازش ندارید
لیا :امم حدود ۹ساعت
پلیس۱:متاسفام خانم تا قبل ۲۴ساعت نمی تونیم ترمیم کنیم
پلیس۲:بله خانم دوستتون چند سالشه
لیا:۲۲
پلیس۱:خب خانم دوستتون یه آدم بالغه حتما جایی رفته مثلاً خونه یکی از دوستای قدیمی با آشنایی چیزی
لیا:خیل خب ببخشید وقتتونو گرفتم خدا نگهدار
پلیس ۱.۲:خدا نگهدار
ولی ا.ت بی خبر از من جایی نمیره آخه کجایی ا.تتت
«ا.ت»
در که باز شد دوتا مرد گنده اومدن داخل یا خدا اینا چرا اینهمه گندن
بادیگارد۱:مشکلی پیش اومده خانم
ا.ت:اینجا کجاست من چرا اینجام
بادیگارد ۲:اینجا خونه ی ارباب دلیل اینجا بودنتونو فقط ارباب میدونه
ا.ت:ارباب کیه اصلا برو اونور میخوام برم
بادیگارد۱:شما نمی تونید از امارت برین بیرون
ا.ت:یعنی چی کی گفته نمی تونم برم بیرون
بادیگارد ۲:ارباب گ
بادیگارد ۳:ارباب اومدن
لایک و کامنت یادتون نره عشقولیا 🥰❤️
- ۵.۲k
- ۱۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط