{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مــــــرواریـــــــدام ســـــــــــــفـــــــــــــیـــــ

مــــــرواریـــــــدام ســـــــــــــفـــــــــــــیـــــــــــد::
Part:8
توضیح:
تمام فلش بکه پارت قبل چیزایی بود که فیلیکس برای ای ان گفته بود.
جونگین: ببین کی به کی میگه میدونم دیشب چیکار کردی
فیلیکس: چیه انتظار داشتی بگم شرکتمو داغون کن؟
جونگین: از زندگی نا امید شدم
فیلیکس: جونگینننن
جونگین: زهر مار
فیلیکس: خودت جای من بودی چیکار میکردی؟
جونگین: یعنی الان پارتنر هیونجینی؟
فیلیکس: نه ک*خلللل
جونگین: پس چییییی
فیلیکس: دارم ادا در میارممم
جونگین: حالا چه فرقی داره
فیلیکس: خیلی فرق داره فرقشو متوجه نمیشی
جونگین: فیلیکس تو تا الان صد بار رفتی تو رابطه ولی الان منی که تاحالا نرفتم تو رابطه باید به تو مشورت بدم؟
فیلیکس: تو الان با سونگمینی، مگه نه؟
جونگین: خوبببب... هنوز رسمی نه
فیلیکس: یعنی چی نههههه
یعنی قبل از اینکه باهم رسمی وارد رابطه بشید باهم خوابیدیننننن؟
جونگین: فیلیکس میتونی ببندیییییی؟
فیلیکس: خدایا داداش سوبر و خجالتی من کجاست؟ داداشم از کی انقدر خراب شده.؟
جونگین با خجالت: فیلیکس خفه خون بگیر رسیدیم
فیلیکس: جونگین تو دوسش داری؟
جونگین: خوب... اره
فیلیکس: خوب اونم تورو دوست داره مگه نه؟
جونگین: خوب اره
فیلیکس: خوب چرا باهم نمیرین تو رابطه؟
جونگین: فیلیکس عشق خیلی پیچیده تر از اینی هست که میگی...
فیلیکس: باشه بابا هرکار میخوای بکن
فیلیکس و ای ان داخل ماشین بودن که یهو هیونجین درو باز کرد و گفت
هیونجین: نمیخواین پیاده شین؟
جونگین: باشه بابا پیاده میشیم
و بعد هیونجینو کنار زد و رفت داخل عمارت، بقیه هم پشت سرش رفتن.
جونگین خودشو روی تخت پرت کرد و به دیشب فکر میکرد که یهو...
ادامه دارد...
خوب مرواریدام یکم خماری بکشید 🤦🏻‍♀️🤣
خوب راستش یکم دیگه پارت 9 هم میزارم ولی حالا 😮‍💨😂
شنکیو بابای 🦢☕
دیدگاه ها (۵)

مــــــرواریـــــــدام ســـــــفــــــــــیـــــــــــــد:::...

مــــــــــرواریـــــــــــد ســــــــــفــــــــیــــــــــ...

مـــــــــــرواریـــــــــــد ســــــــــفــــــــیـــــــــ...

مـــــــــــرواریــــــــــد ســــــــفــــــــــیـــــــــد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط