{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مــــــــــرواریـــــــــــد ســــــــــفــــــــیـــــــ

مــــــــــرواریـــــــــــد ســــــــــفــــــــیــــــــــد::::
Part: 7
فلش بک به دیشب
ویو فیلیکس:
بعد از اینکه جونگین و سونگمین رفتن گشنم شد، رفتم پایین تا یچزی بخورم که یهو به هیونجین برخوردم
هیونجین از روی مبله داخل حال بلند شد و اومد ستم، منو چسبوند به دیوار،انقدر بهم نزدیک شد که اگر تکون میخوردم لبامون بهم برمیخورد
هیونجین: هی جوجه اینجا چی میخوای؟
فیلیکس: ولم کن
هیونجین: منکه نگرفتمت تازه از خدامم هست از اینجا بری
فیلیکس: مگه به خواست خودم اومدم؟
هیونجین: اممم... راس میگی ولی اگه میخوای برات قلدری نکنم باید یه کاری برام بکنی
فیلیکس: اونوقت باید چیکار کنم ؟
هیونجین: خوب تو باید نقش پارتنر منو بازی کنی
فیلیکس: چییی؟ چرا؟
هیونجین: میدونی که من ادم معروفیم
فیلیکس: خوب؟
هیونجین: تو ام میعروفی
فیلیکس: اینارو مبدونم برو سمت اصل مطلب
هیونجین: دوربینای اینجا تاحالا چند بار هک شدن و مردم فهمیدن تو اینجایی
فیلیکس: چی؟ کی؟
هیونجین: مگه اینترنتو نگاه نمیکنی؟
الان خیلیا انتظار دارن ما باهم باشیم
و البته...
فیلیکس: البته چیییی؟
هیونجین: برای یه جشنی پارتنر نیاز دارم وگرنه پدربزرگم باز بحث اینکه داری بزرگ میشی و سنت میگذره و اینارو پیش میکشه
فیلیکس: عمراااا مگه بابات نمیاد؟ من تو خونه بابات زندگی میکنم بعد بیام نقش پارتنرتو بازی کنم؟
تازه ازت بدمم میاد
هیونجین: اگه نخوای مجبورت میکنم
فیلیکس: مثلا میخوای چجوری مجبورم کنی؟
هیونجین: یه پست میزارم و میگم که باهم هستیم، بعد به کلی خبرنگار میگم برات شایعه درست کنن و کاری میکنم شرکتت خراب بشه
فیلیکس: باشه بابا، فقط اینکارا رو نکن
هیونجین: افرین پسر خوب
فیلیکس: خوب الان باید چیکار کنم؟
هیونجین: الان دوربینا هک شدن
و میخوام یه کاری کنم
فیلیکس: میخوای چیکار کن ــ
هیونجین نذاشت حرفه فیلیکس تموم شه و لبهاشو روی لبهای فیلیکس گذاشت و شروع کرد به مکیدنشون
فیلیکس خیلی تعجب کرد اما چیزی نگفت و همکاری کرد بعد از تغریبا دو دقیقه لب هاشون جدا شد
هیونجین فاصله کمی گرفت و زیر لب به فیلیکس گفت
هیونجین: تعجب نکن این همون کاری بود که میخواستم انجام بدم
فیلیکس: دفعه بعد چی حتما باید باهات بخوابم
هیونجین: اگه مجبور بشی اره
فیلیکس: هه به همین خیال باش
هیونجین: مجبوری!! وگرنه...
فیلیکس: من باهات نمیخوابم مگر اینکه خیلی ضروری باشه
هیونجین: جوجه اگر بخوای با من بخوابی از زیرم جون سالم به در نمیبری
فیلیکس هیونجینو یه هل کوچیک داد و گفت
فیلیکس: حالا اگر باهات بخوابمو جون سالم بدر ببرم چی؟
هیونجین: اونش دیگه به بدن خودت ربط داره اما...
فیلیکس: اما چی؟!
هیونجین: ریزه تر از اونی هستی که سالم بمونی
بعد هوفی کشید و دوباره نزدیک فیلیکس شد
هیونجین: میخوای امتحان کنی؟
لپ های فیلیکس کمی سرخ شدن
هیونجین: چی شد منصرف شدی؟ الانم میگی میتونی فردا سالم باشی؟
اگر میخوای بدونی من امادم ولی اینش به خودت بستگی داره که بخوای امتحان کنی یا نخوای
بعد از فیلیکس دور شد و به سمت اتاقش رفت
فیلیکسم چندتا تنقلات برداشت و رفت داخل اتاقش
پایان فلش بک
ادامه دارد...
مرواریدام این پارت همش فلش بکه🤣
به به چه اتفاقایی افتاده 😂🤦🏻‍♀️
شنکیو بابای 🦢☕
دیدگاه ها (۳)

مـــــــــــرواریـــــــــــد ســــــــــفــــــــیـــــــــ...

مـــــــــرواریـــــــــد ســــــــفــــــــــیـــــــــد:::...

بین دو دنیاp11

رمان راز ناشناخته part:1۲بخش دومهیونجین:(چاننننننن دستم به ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط