{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به شبنمی می‌ماند آدمی

به شبنمی می‌ماند آدمی
و عمر چهل روایتش ،
به لحظه رویت نور
بر سطح سبز برگی
می لغزد و بر زمین می چکد....
تا باری دیگر
و کی؟
و چگونه؟
و کجا؟🤔 😑
دیدگاه ها (۱)

کارنامه دانش آموزان قاجارو پیدا کردم براتون !نفر اول ، احمد ...

سلام بسم الله الرحمن الرحیم‍ پنجشنبه استیـادی کنیـم ...

گر بساط می و معشوق نباشد به میانبه چه امید توان هر سحر از جا...

part 13

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش اول)

اربعین که می‌آید، انگار تمامِ زمین و زمان در یک بغضِ طولانی ...

پارت ۷۸ |«خوابی پنهان خسته نباشی؟...»آن روز...از صبح، شرکت غ...

P8جئون پشت میز بزرگ و تیره‌ی دفترش نشسته بود. چراغ‌های کم‌نو...

P9جئون چند ثانیه به پنجره خیره ماند. چراغ بخش غربی هنوز روشن...

یکی از شو کرونای درخواستی داشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط